فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٥٤ - توريه سيد محمد مهدى رفيع پور
آنچه در اين باب وجود دارد، تنها برخى تعابير كفايى است كه حداكثر مىتواند مصداقى براى معاريض محسوب شود.
با تتبع ناقصى كه انجام گرفت روشن شد كه خود عنوان باب از احاديث نبوى مىباشد. بيهقى در سنن الكبرى به سند خود از عمران بن حصين روايت كرده كه رسول اللّه(ص) فرمود:
إنّ في المعاريض لمندوحة عن الكذب (١٢٩)؛
در سخنان دو پهلو، چاره دروغگويى وجود دارد.
سيوطى هم در الجامع الصغير اين روايت را از بيهقى و ابن عدى نقل كرده و سند آن را ضعيف شمرده است. (١٣٠)
اين روايت جدا از ضعف سندى، تنها دلالت بر جواز توريه با سخنان چند وجهى و به اصطلاح دو پهلو دارد. معاريض از ماده عرض گرفته شده و به معناى مطالب هم عرضى است كه گوينده يكى از آنها را اراده مىكند ولى مخاطب معناى ديگرى را مىفهمد. اين همان توريهاى است كه به نظر ما مجاز است. اما اگر عبارت، ظهور در يك معنا داشته باشد و متكلم معناى خلاف ظاهر را قصد كند، ديگر مشمول عنوان معاريض نخواهد بود.
روايت ديگرى كه در بحث توريه اهميت دارد روايت سويد بن حنظله است كه ـ به گفته شوكانى در نيل الاوطار ـ احمد بن حنبل و ابن ماجه آن را نقل كردهاند:
خرجنا نريد رسول اللّه(ص) و معنا وائل بن حجر فاخذه عدو له فتحرج القوم أن يحلفوا و حلفت أنّه أخي، فخلي عنه. فأتينا إلى رسول اللّه(ص) فذكرت ذلك له، فقال: أنت كنت أبرّهم و أصدقهم، صدقت، المسلم أخو المسلم؛ (١٣١)
(١٢٩) السنن الكبرى، بيهقى، ج١٠، ص٣٣٦.
(١٣٠) الجامع الصغير، سيوطى، ص١٤١ .
(١٣١) نيل الاوطار، ج٩، ص١١٠.