فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٥٠ - توريه سيد محمد مهدى رفيع پور
روايت سوم: مرحوم صدوق به سند خود از ابن بكير از زراره نقل كرده است :
قلت لأبي جعفر(ع): نمرّ بالمال على العُشّار فيطلبون منا أن نحلف لهم و يخلّون سبيلنا ولا يرضون منا إلاّ بذلك، قال: فاحلف لهم، فهو أحلّ من التمر والزبد؛ (١٢٤)
به امام باقر(ع) گفتم: ما با اموالمان از مقابل مأموران حكومت عبور مىكنيم و آنها ما را جز با سوگند ياد كردن رها نمىكنند؛ فرمودند: برايشان سوگند ياد كن كه از تمر و كره گواراتر است .
سند اين روايت معتبر است.
روايت چهارم: مرحوم برقى در كتاب محاسن به سند خود از معاذ بيّاع اكية نقل كرده است :
قلت لأبي عبداللّه(ع): إنّا نستحلف بالطلاق والعتاق فما ترى احلف لهم؟ فقال: احلف لهم بما اراد وا إذا خفت. (١٢٥)
به امام صادق(ع) گفتم: ما مجبور به سوگند ياد كردن در طلاق و عتق هستيم، شما چه مىفرماييد؟ فرمودند: هرگاه ترسيدى به هر چيزى كه مىخواهند، قسم ياد كن .
سند اين روايت هم معتبر است.
چنانكه ملاحظه مىشود در هيچ كدام از اين روايات، امام سوگند را مقيد به عدم امكان توريه نكردهاند، بنابراين بر اساس اطلاق اين دسته از روايات معتقد به عدم لزوم توريه مىشويم.
در اطلاق روايات مذكور سه اشكال مطرح شده است:
اشكال اول: روايات اين بحث مربوط به موردى است كه فرد، قدرت بر توريه
(١٢٤) همان، ص ٢٢٥، ح٦.
(١٢٥) المحاسن، ص٣٣٩، ح١٢٥؛ وسائل الشيعه، ج٢٣، ص٢٢٧، ح١٣.