فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢١١ - توريه سيد محمد مهدى رفيع پور
آمده بود كه در آن شنونده با شنيدن «امروز نان نخوردهام»، نمىفهمد كه مراد گوينده وقت خواب يا وقت نماز بوده است.
قسم دوم در جايى است كه گوينده، معناى ظاهر جمله را اراده كرده است، اما شنونده در اثر قرائن ذهنى خود، جمله را ظاهر در معناى ديگر مىپندارد و به اشتباه مىافتد. طبعاً گوينده از وضعيت مخاطب آگاهى دارد كه چنين جملهاى را براى توريه انتخاب مىكند. مثال اين قسم، اولين و دومين مثالى است كه در كلام شيخ ذكر شد. البته، با دقت در مثالها روشن مىشود كه خود اين قسم دو گونه است؛ گاهى جملهاى كه گفته شده، هر دو معنى را در برداشته و نسبت ظهور، ميان آن دو معنى مساوى بوده است، گوينده يك معنى را اراده كرده است و شنونده در اثر قرائن ذهنى خود معناى ديگر را گرفته است. مثال اول شيخ اينگونه است. اگر بخواهيم جمله «علم اللّه ما قلته» را بفهميم، نمىتوانيم بدون قرينه بفهميم كه «ما» نافيه بوده است يا موصوله و مجبوريم به اجمال حكم كنيم، اما شنونده در اثر توهم خود، نافيه فهميده است با اينكه گوينده، موصوله را اراده كرده است. اما گاهى متكلم همان معناى ظاهر در جمله را اراده كرده است، ولى شنونده در اثر توهمات خود، معناى غير ظاهر را گرفته است، مانند مثال سوم «بگو او در اينجا نيست»، وقتى اشاره به جاى خالى مىكند، ظاهر در اين است كه آن فرد آنجا نيست، اما شنونده فكر مىكند آن فرد در منزل نيست. البته، برخى از فقهاى معاصر، قسم اخير را از بحث توريه خارج دانسته و گفتهاند در توريه بايد مراد گوينده، خلاف ظاهر كلام باشد. (١٥)
برخى ديگر از معاصرين، توريه قسم اول را ـ يعنى جايى را كه مراد گوينده خلاف ظاهر است ـ داخل در كذب دانسته و حرام مىدانند، اما توريه قسم دوم را ـ
(١٥) ارشاد الطالب إلى التعليق على المكاسب، جواد تبريزى، ج١، ص٢٧١.