فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢١٠ - توريه سيد محمد مهدى رفيع پور
است، لذا توريه دروغ نيست؛ چون صدق يك سخن، مطابق بودن منظور گوينده آن با واقع، و كذب آن، مخالفت منظور گوينده با واقع است. بر اين اساس، موافقت و مخالفت ظهور كلام با واقع، تأثيرى در اتصاف آن به صدق و كذب ندارد و گوينده، مسئوليتى نسبت به فهم مخاطب ندارد. مهم اين است كه وى، منظور صحيح و مطابق با واقع را در نظر داشته باشد.
نكته دوم، از فرمايش شيخ در تعريف توريه استفاده مىشود كه جملهاى كه متكلم براى توريه مىگويد، بايد داراى دو معنى باشد، يك معناى ظاهرى كه به علت ظهور نوعى يا مخصوص مخاطب، شنونده آن را مىفهمد و يك معناى غير ظاهر كه مراد گوينده و مطابق واقع است. نتيجهاى كه از اين نكته به دست مىآيد اين است كه توريه كردن در هر جملهاى امكان ندارد و اگر جملهاى مانند نص تنها يك معنى داشته باشد و يا معناى مورد نظر گوينده را ولو به نحو غير ظاهر نمىتوان از آن اراده كرد، توريه در مورد آن منتفى است. مثلاً اگر كسى بگويد من ديروز مريض بودم و منظورش بيمارى هفته گذشتهاش باشد، در اينجا توريه محقق نشده است، بلكه جمله مذكور دروغ محسوب مىشود.
نكته سوم، توريه از نظر شيخ انصارى به دو قسم تقسيم مىشود: يكى آنكه گوينده معناى خلاف ظاهر را قصد كرده است، ولى شنونده معناى ظاهر را ـ كه مراد متكلم نيست - مىفهمد. علت اينكه معناى مورد نظر گوينده را خلاف ظاهر دانستيم ـ با اينكه صريحاً در كلام شيخ مطرح نشده است ـ آن است كه ايشان معناى فهميده شده توسط مخاطب را كه خلاف نظر اصلى گوينده است ـ ظاهر از كلام مىداند، پس معلوم مىشود معناى مورد نظر گوينده، خلاف ظاهر بوده است و گرنه، اگر معناى مورد نظر متكلم هم ظاهر باشد و كلام او مشترك در هر دو معنى باشد، برخى از مخاطبين به اشتباه نيفتاده و به مراد گوينده پى مىبرند يا حد اقل مردد شده و تحقيق مىكنند. مثال اين قسم، سومين مثالى است كه در كلام شيخ