فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٧ - سه طلاق در يك مجلس و شهادت بر طلاق آية اللّه جعفر سبحانى
وجه دوم: خداوند فرموده است:
{فإِمساكٌ بمعروفٍ أو تسريحٌ بإحسانٍ } ؛ (٣٠)
بايد به طور شايسته همسر خود را نگهدارى كند، يا با نيكى او را رها سازد.
پيشتر گفتيم كه در تفسير اين قسمت از آيه، دو قول وجود دارد. برخى از مفسران اين قيمت را به قسمت قبلى آيه، يعنى عبارت «الطلاق مرّتان» بر مىگردانند و برخى ديگر به طلاق سوم كه در آيه بعد مىآيد. ما ديدگاه صحيح را در اين زمينه بيان كرديم و گفتيم كه اين بخش از آيه نشان مىدهد كه به هر تقدير، طلاق سوم باطل است. اما اينكه در فرض اوّل ، طلاق سوم باطل است؛ زيرا معناى اين بخش از آيه اين مىشود كه هر مرتبه كه طلاق محقق مىشود، بايستى يكى از اين دو چيز را به دنبال داشته باشد: نگهدارى زن به طرز شايسته و يا رها كردن او به طرز شايسته.
ابن كثير مىگويد:
اگر همسرت را يك بار يا دو بار طلاق دادى، تا وقتى كه عدهاش تمام نشده، مخيرى كه او را به قصد اصلاح و احسان، بر گردانى يا اينكه رها كنى تا پس از تمام شدن عدهاش، بدون اين كه در حقش ستمى روا دارى به نحو شايستهاى از او جدا شوى. (٣١)
همچنانكه ملاحظه مىشود، اين تفسير با سه طلاقه كردن دفعى يعنى سه طلاقى كه ميانشان هيچ يك از دو مورد فوق فاصله نيفتاده و صيغه طلاق به صورت: «أنتِ طالقٌ ثلاثاً» يا «أنتِ طالقٌ، أنتِ طالقٌ، أنتِ طالقٌ» جارى شده تفاوت بسيار دارد.
شوكانى گفته است:
تحقق طلاق سوم، مشروط به وقوع آن در حالى است كه مرد بتواند (قبل از طلاق سوم) همسرش را نگه دارد و چنانچه مرد تنها پس از رجوع كردن، بتواند همسرش را نگه دارد، طلاق سوم صحيح نيست و اگر اين شرط در طلاق سوم
(٣٠) بقره، آيه ٢٢٩.
(٣١) تفسير ابن كثير، ج١، ص٥٣.