فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٥ - پژوهشى پيرامون مؤونه در خمس آیة الله رضا استادى
همدانى را موثّق ندانيم ـ چنانچه برخى نيز اين اعتقاد را دارند ـ چون از ظاهر روايت استفاده مىشود كه علىّ بن مهزيار از نامه ابراهيم به امام(ع) آگاه بود؛ زيرا علىّ بن مهزيار در نقل روايت مىگويد: «كتب إليه ؛ يعنى ابراهيم به امام نامه نوشت» و نگفت «قال ابراهيم: كتبت اليه؛ ابراهيم گفته است كه من به امام نامه نوشتم...».
همچنين علىّ بن مهزيار از جواب امام(ع) و نوشته او نيز آگاه بود. جمله «و قرأه عليّ بن مهزيار» در روايت از كسى است كه روايت را از على بن مهزيار نقل مىكند. مكتوبٌ إليه (كسى كه ابراهيم نامه را براى او نوشت)ـ چنانچه در كافى هم به آن تصريح شده است ـ ابوالحسن ثالث يعنى امام هادى(ع) مىباشد. (٢)
از اين روايت چند نكته استفاده مىشود:
الف. معنا و مفهوم مؤونه نزد سؤال كننده و سؤال شونده واضح و روشن بوده است. به عبارت ديگر در عرف آن زمان واژه مؤونه مفهوم واضح و روشنى داشت، بدين جهت سؤال كننده از معنا و مفهوم آن از امام(ع) نپرسيد و امام نيز در مقام جواب، اشارهاى به آن نفرمودند.
ب. مؤونه انسان و عيالش با مؤونه ضيعه (ملك و زمين زراعى) از يك باب هستند؛ يعنى همان طور كه منظور از مؤونه ضيعه چيزى است كه ضيعه به آن نياز دارد و يا چيزهايى است كه به جهت صلاح و يا اصلاح ضيعه به آنها نياز است، همچنين منظور از مؤونه شخص و عيالش چيزهايى است كه وى و همسر و فرزندانش در زندگى روزمرّه به آن نياز دارند؛ نه اين كه مراد از مؤونه، فقط طعام باشد؛ چنان كه مؤلف كتاب قاموس اللغه در معناى آن گفته است: «المؤونة هى القوت».
ج. مؤونه ضيعه (٣)(آنچه معاش و زندگى انسان از آن تأمين شود؛ مانند تجارت،
(٢) تهذيب الأحكام، ج٤، ص١٢٣؛ وسائل الشيعه، ج٩، ص٥٠٠.
(٣)كافى، ج١، ص٥٤٧: سهل عن إبراهيم بن محمد الهمداني، قال: كتبت إلى أبي الحسن(ع) أقرأني عليّ بن مهزيار... .