فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٥ - سه طلاق در يك مجلس و شهادت بر طلاق آية اللّه جعفر سبحانى
فاطمه بنت قيس نقل كرده كه به او گفته: همسر ابى عمروبن حفص بن مغيره بودم كه شوهرم مرا طلاق سوم داد. ابى سلمه مىگويد: من تصور كردم كه زن، نزد رسول خدا آمد و از او در مورد جواز خارج شدنش از خانه سؤال كرد. (٤٦)
خلاصه اين كه آنچه اين دو محدث نقل كردهاند نشان مىدهد كه طلاقها در يك مجلس نبوده است و ابن حزم در ذكر متن حديث غفلت كرده است.
٢ ـ حديث عايشه: ابن حزم از طريق بخارى از عايشه نقل كرده است كه گفت:
مردى همسرش را سه طلاقه كرد. سپس زن، با مرد ديگرى ازدواج كرد و شوهر دوم او را طلاق داد. از رسول خدا(ص) سؤال شد كه آيا اين زن مىتواند با شوهر اوّل ازدواج كند؟ حضرت فرمود: «نه، تا اين كه شوهر دوم همانند شوهر اوّل با او آميزش كند».
همچنانكه ملاحظه مىشود پيامبر(ص) اين سؤال را بى مورد ندانست و اين گونه طلاق را مردود نشمرد و چنانچه اين كار جايز نبود بايستى بيان مىكرد. (٤٧)
نقد استدلال فوق:اگر نگوييم كه از روايت استفاده مىشود، طلاقها در زمانهاى مختلف واقع شده، ظاهر روايت نيز نشان نمىدهد كه طلاقها در مجلس واحد بوده است. شاهد اين ادعا، طلاقهايى است كه در عصر رسول خدا(ص) واقع مىشده. در عهد رسول خدا(ص) و ابى بكر و دو سال اوّل خلافت عمر، سه طلاق در يك مجلس، يك طلاق محسوب مىشده است. (٤٨)
٣ ـ حديث سهل: سهل بن سعد ساعدى روايت كرده است كه:
زبير عجلانى و همسرش نزد رسول خدا(ص) آمدند تا ملاعنه كنند. چون ملاعنه كردند، مرد گفت: اگر زن را نگه دارم، معلوم مىشود كه به او تهمت زدهام؛ بنابراين او را سه بار طلاق دادم. (فهى طالق ثلاثاً) وقتى پيامبر(ص) اين سخن را
(٤٦) سنن دارقطنى، ج٤، ص٢٩، كتاب طلاق، حديث ٨٠.
(٤٧) المحلّى، ج١٠، ص١٧١.
(٤٨) صحيح مسلم، ج٢، باب طلاقهاى سه گانه، حديث ١٥.