فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٦ - سه طلاق در يك مجلس و شهادت بر طلاق آية اللّه جعفر سبحانى
سوم ـ كه خود نوعى از تسريح و رها كردن است ـ مىباشد. البته در معناى اين جمله اختلافاتى وجود دارد. توضيح اين كه: تسريحى كه در مقابل امساك است، مىتواند دو مصداق داشته باشد:
١ ـ تعرض نكردن به زن، تا اينكه عده وى به سر آيد.
٢ ـ رجوع كردن به زن و طلاق دادن او براى مرتبه سوم.
با توجه به اين توضيح، در تفسير عبارت «أو تَسريح بإحسانٍ»، درميان مفسران دو ديدگاه وجود دارد:
ديدگاه اوّل : اين عبارت به معناى عدم تعرض به زن تا هنگام پايان عدهاش است. اين ديدگاه را به چند وجه مىتوان توجيه كرد:
الف: مراد از تسريح به معروف كه در آيه ٢٣١ بقره آمده است، رجوع نكردن است. خداوند در اين آيه فرموده است:
{و إذا طلّقتم النساء فبلغن أجلَهُنَّ فأمسكوهنَّ بمعروفٍ أو سرّحوهنَّ بمعروفٍ } ؛
هرگاه همسرانتان را طلاق داديد و به آخرين روزهاى عده رسيدند، آنها را به نحو شايستهاى نگاه داريد يا رها كنيد (رجوع نكنيد).
بنابراين بهتر است، تسريحى كه پس از اين آيه آمده است نيز به همين معنا ـ يعنى رجوع نكردن ـ حمل شود هر چند كه در آيه بعد، با تعبير ديگرى آمده است؛ زيرا در يك آيه آمده است: «أو تسريحٌ بإحسانٍ» و در آيه ديگر آمده است: «أو سرّحوهنَّ بمعروفٍ». ممكن است «معروف» و «احسان»، به يك معنا باشد؛ همچنان كه در جاى ديگرى از «رجوع نكردن» با عبارت «أو فارقوهنَّ» (١٤)تعبير شده است. بنابراين بهتر است كه اين عبارات، در تمامى اين موارد به معناى رجوع نكردن باشد.
ب: مسأله طلاق سوم، بعد از جمله «أو تسريح بإحسانٍ» آمده است. در آنجا كه خداوند مىفرمايد: {فإن طلّقها فلا تحلّ له من بعدُ حتى تنكح زوجاً غيرهُ } ؛بنابراين به ناچار بايستى جمله «أو تسريح بإحسانٍ» را به «رجوع نكردن» معنا كنيم تا باعث تكرار نشود.
(١٤) طلاق، آيه ٢.