فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٥ - جدال تعبّد و تعقّل در فهم شريعت (١) مسعود امامى
همچون فارابى، ابن رشد، ابن سينا، ابن عربى، سهروردى و ملاصدرا، و مقابله جدّى بسيارى از متكلمان و فقيهان مانند غزالى و فخر رازى با اين نهضت علمى، حاوى نمونههاى بسيار آشكارى از اين دو گرايش در فهم دين است كه بررسى و تحقيق پيرامون آن مجال واسعى مىطلبد.
در قرون اخير تأثير دانشهاى تجربى و فلسفىِ برخاسته از عصر تجدّد در مغرب زمين بردانشمندان و روشنفكران دينى سرزمينهاى اسلامى، سبب تولّد انديشههاى كلامى و تفسيرى جديد در بين مسلمانان گرديده كه مطالعه تاريخ پيدايش و تحول آنها، جز كاوش در چگونگى شكلگيرى دو گرايش تعبد گرايى و عقل گرايى براساس دانشهاى عصرى نيست، و اين گونه است كه دامنه سير رشد و افول هريك از اين دو ديدگاه در گستره مباحث اعتقادى و كلامى انديشه اسلامى ـ تقريباً ـ همه زواياى تاريخ معارف اسلامى را در بر مىگيرد و به ندرت مىتوان مسئلهاى اختلافى در اين پهنه يافت كه از تأثير اين دو ديدگاه خالى باشد.
٢.٢ ـ پيدايش مذاهب فقهى
١.٢.٢ ـ عصر صحابه
در دوران حيات پيامبر اكرم(ص)، نمونه هايى از مخالفت صريح برخى از اصحاب با دستورهاى آن حضرت، به بهانه برخى استدلالها و مصلحت انديشىها ديده مىشود كه شايد به نظر برخى بتوان آنها را در زمره موارد رويكرد عقل گرايى ذكر كرد؛ اما اين مخالفتها و اظهار نظرها با توجه به اين كه در مخالفت با فرمان شخص پيامبر(ص) بوده، از حوزه بحث ما خارج است؛ زيرا سخن ما پيرامون رويكرد عقل گرايى و تعبد گرايى در فهم و تفسير متون دينى ـ از جمله گفتار و كردار پيامبر(ص) ـ است، نه رويكرد عقل گرايى در مخالفت با متون دينى.
مخالفان پيامبر(ص) در اين گونه موارد، در فهم فرمان پيامبر(ص) رويكرد متفاوتى نداشتند، بلكه دريافت خود و ديگران را از دين، مخالف عقل، دانش و مصلحت