فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٥ - آداب قضاوت (٢) آیت الله محمد يزدى
چنان كه در شرايع آمده است، كسانى گفتهاند، اختصاص گروهى براى شهادت، حرام است؛ زيرا همه افراد عادل در پذيرش شهادت برابر هستند. در پاسخ اين استدلال بايد گفت: برابر بودن افراد عادل، نمىتواند موجب حرمت اختصاص شود در جايى كه قاضى انگيزه عقلايى براى اين كار داشته باشد.
هشتم: در فشار قراردادن شاهدان .
محقق حلى (ره) در شرايع پس از ذكر شمارى از آداب قضاوت به عنوان آنچه براى قاضى مستحب و يا مكروه است (كه به هفده مورد مىرسيد و به اين موارد با توضيح اشاره كرديم) هجده مسئله را بر شمرده كه بيشتر آن از احكام قضاوت است مانند جواز حكم قاضى به علم خود و ديگر امور. و برخى از اين مسائل، به آداب قضاوت يا آداب قاضى بر مىگردد، مانند همين مسئله كه گفته: «مكروه است حاكم شاهدانى را كه داراى بصيرت و ديانت قوى هستند، به زحمت بيندازد، مثلاً ميان آنان جدايى بيندازد؛ زيرا اين كار مايه تحقير ايشان مىشود. اين فشارها در جايى خوب است كه مورد شك و شبهه باشد».
قاضى پس از اين كه دادخواست مدّعى يا شاكى را شنيد و آن را به مدعى عليه (خوانده) عرضه كرد، اگر او قبول نكرد، بايد از مدّعى بخواهد بيّنه و شاهد بياورد و مدّعى بايد بياورد. حال اگر شاهد نزد حاكم شناخته شده نباشد، نه عدالت او و نه بصيرت و شناخت او نسبت به موضوع، چنان كه اگر بايد پس از قبول عدالت آنان ـ بر اين مبنا كه مسلمان هستند و اصل عدم فسق است، نيز اصل عدم واسطه ميان او و عدالت، چنانكه در جاى خود بيان شده است ـ مطئمن به صحت شهادت آنان شود، از اين رو مستحب است آنان را جدا كند و از هريك در غياب ديگرى پرسش كند و از جزئيات زمانى و مكانى و كم و كيف آن و از هر چه فكر مىكند در صحّت موضوع دخالت دارد بپرسد. اگر در همه جزئيات با هم اتفاق داشتند يا در هيچ چيز اختلاف نداشتند، قاضى مطئمن مىشود و پس از شهادت و عدم اعتراض مدّعى عليه نسبت به عدالت شهود، حكم مىكند.