فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢١٧
نظر دقيق ـ فرق وجود دارد، ولى روشن است كه اين نظر دقيق، مراد اهل لغت نيست. از اين رو مىتوان همه يا بيشتر آن معانى را به يك معنا برگرداند و آن نيز همان معناى سعه و وسعت بخشيدن مىباشد. زيرا اباحه كردن چيزى براى كسى يعنى وى را در وسعت قرار دادن و برداشتن هرگونه قيدى در انتخاب، انجام و عدم انجام آن چيز.
ابن فارس مىگويد: «اباحه شيء يعنى اين كه آن چيز بر او ممنوع نيست و در وسعت و بدون تنگناست». (١٢)
بستانى گفته است: «شىء را مباح شمرد؛ يعنى آن را وسعت بخشيد و آزاد گذاشت. از همين قبيل است وقتى كه گفته مىشود چيزى را بر تو مباح كردم؛ يعنى آن را بر تو حلال كردم». (١٣)
امّا از بعضى اهل لغت چنين حكايت شده كه «اباحه در اصل به معناى ظاهر كردن شىء است براى بيننده، تا هرگاه آن را خواست در بر بگيرد، و باح بِسِرّه (سرّ خود را آشكار ساخت) نيز از همين باب است». (١٤)
برخى تصريح كردهاند كه بين حلال و مباح فرق است؛ چون حلال، گشودن گره در تحريم بوده ولى مباح، توسعه در انجام كارى مىباشد.» (١٥)
معناى اصطلاحى:اباحه در ميان فقها چندين معنا دارد :
١. حكم شرعى به تخيير بين فعل و ترك و مساوى بودن اين دو نزد شرع؛ مثل مباح بودن غذاهاى اهل كتاب. خداوند فرموده است: {اليومَ أُحِلَّ لكم الطيّباتُ و طعامُ الذين أوتُوا الكتابَ حلّ لكم و طعامكم حلٌّ لَهُم } . (١٦)
(١٢) معجم مقاييس اللغة، ج١، ص٣١٥.
(١٣) محيط المحيط، ص٦٠.
(١٤) تاج العروس، ج٢، ص١٢٧.
(١٥) فروق اللغات (مخطوط باكتاب السامي في الاسامي)، ص١٣٨.
(١٦) مائده، آيه٥.