فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٠٨ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه (٢) مسعود امامى
فقهى كه چنين سمت و سويى نداشته باشد، در حد يك نظام حقوقى تنزّل مىيابد. (٤٣)
«آنچه در اخلاق مىخواهيم اين است كه انسان كاملترى شويم، نمىخواهيم هر كارى فقط طبق موازين فقهى باشد. آيا نمىشود كسى در تمام عمر طبق موازين فقهى عمل كند، اما در اسفل السافلين جهنّم باشد؟ آيا امكان ندارد كسى يك عمر از روى ريا نماز بخواند و خمس بدهد و... و هيچ بهره ى هم نبرد؟ بارها گفتهام آن كه دست و پاى من و تو را له مىكند و اينجا و آنجا مردم را مىآزارد و... كه به صف اوّل نماز برسد، در واقع اخلاق را فداى فقه كرده است. آنكه به گفته يكى از عرفاى غرب مىگويد: كتاب دعاى مرا بياور تا دعا بخوانم، جمله يى متنا قض گفته است... ما در اين جا به فوت و فنهايى كه گفتهاند تا ظاهر زندگى ما را فقيهانه كنند، كار نداريم. ما در غم اين هستيم كه كاملتر از آنچه به دنيا آمدهايم، از دنيا برويم. البته كاملترين، شرط لازمش فقيهانه زندگى كردن هم هست، ولى شرط كافى نيست... هيچ وقت با معنويات تاجر مسلكانه مواجه نشويد، آنكه تاجر مسلكانه مواجه مىشود، از معنويات چيزى جز توضيح المسائل نمىفهمد». (٤٤)
روشنفكران دينى در شناسايى و تحليل ديندارى قشرى و ظاهرى از ديگر اصناف آن، پا در مسيرى مىنهند كه تبلور دغدغهها و نگرانىهاى بسيارى از عارفان، مصلحان و روشن انديشان گذشته و حال است. فقه نه همه دين، بلكه يكى از ابعاد و زواياى دين و در نتيجه حيات دينى است و در ميان برخى ديگر از ابعاد دين از عمق و اهميت كمترى برخوردار است. از اين رو برجسته كردن اين بُعد از دين به گونهاى كه ديگر ابعاد عميق دين محو يا كم رنگ گردند، بلايى است كه جامعه دينى را به تعصّب، تظاهر، حماقت، قشرى گرى و دورى از معنويات سوق خواهد داد.
از بسيارى از كلمات روشنفكران دينى به دست مىآيد كه آنان اجمالاً منكر جايگاه فقه نيستند، بلكه نگرانى آنان از ناديده انگاشتن ديگر ابعاد دين سرچشمه مىگيرد.
از اين
(٤٣) ملكيان، روزنامه ايران، شماره ١٦٨٥ (١٣/٩/٧٩).
(٤٤) ملكيان، روزنامه ايران، شماره ١٦٩٢(٢١/٩/٧٩).