فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٧ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه (٢) مسعود امامى
براى هيچ موجودى جا باقى نمىگذارد و همگان بايد در پاى او قربانى شوند... اين هم نوعى شرك ورزى است. در حقيقت اين كه گفته مىشود بايد براى آدميّت آدميان جايى گشود، تعبير ديگرى است از جا بازكردن براى خدايى نمودن مردم نه بندگى كردن آنها. در كنار خداوند جا براى بنده بودن باز است، جا براى خدا بودن فراهم نيست. لذا اگر كسى هوس خدايى در سر پروراند لامحاله بايد خداى اديان را طرد كند تا خود بر جاى او بنشيند. و اين لبّ و حقيقت ماجراست». (١٠)
سروش در بخشهاى مختلف كتاب حكمت و معيشت برخداشناسى انسان متجدد خُرده مىگيرد و فرار انسان مدرن را از قوانين الهى نتيجه شيفتگى او به خود و مصنوعاتش مىداند كه منجر به پشت كردن به مقررات دينى و تبعيت از قوانين ساخته خود گرديده است و آن را ظهور ديگرى از شرك در روزگار جديد مىبيند. (١١)به پندار او، انسان معاصر، مصنوعات فكرى و روحى خود را در عرصه هنر، فلسفه و... جانشين خداوند كرده و آنها را تكيه گاه خويش قرار داده است، در حالى كه تمامى آنها ـ به تعبير قرآن كريم ـ همانند خانه عنكبوت است كه سستترين خانه هاست. (١٢)چنين انسانى در برابر خلق و طبيعت لاف خدايى مىزند و به نياز خود به خداوند باور ندارد و بر مردمان ديگر و طبيعت خدايى مىكند. (١٣)در مغرب زمين از وقتى به بعد خداوند به طور جدى مورد انكار قرار گرفت و در ميان آوردن و پرستش آشكار او دلپذير نيفتاد، اما بسيار ظريف و مخفيانه اوصاف خداوند به بعضى از موجودات ديگر داده شد، به طورى كه كمتر كسى دريافت كه على رغم آنكه ادعا مىشود خداوند مورد بى اعتنايى قرار گرفته، خدا پرستى يا بت پرستى يا به تعبير دينى، شرك زنده است و شكل تازهاى يافته است. (١٤)
(١٠) سروش، حكمت و معيشت، ج١، ص١٨٠.
(١١) همان، ص١٠٣ تا ١٠٥.
(١٢) همان، ص ١٢٥.
(١٣) همان، ص٢٠٠.
(١٤) همان، ص ١٦١، و نيز: ص ١٦٧، ٤١٣.