فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤ - عيوب موجب فسخ در نكاح آیت الله سید کاظم حائری
نبوده و در مسئله، شك شود به اطلاق روايات منحصر كننده عيوب تمسك نموده و به وسيله آن، حق فسخ را نفى مىكنيم. روايات مطلق منحصر كننده عيوب از اين قرار است:
١. صحيحه حلبى از امام صادق(ع):
انّه قال في الرجل الذي يتزوّج إلى قوم فإذا امرأته عوراء و لم يبيّنوا له، قال: «لاترد» و قال: «إنّما يردّ النكاح من البرص و الجذام و الجنون و العفل».قلت: أرأيت ان كان قد دخل بها كيف يصنع بمهرها؟ قال: «المهر لها بما استحلّ من فرجها و يغرم وليّها الذي أنكحها مثل ما ساق إليها». (١٠)
امام صادق(ع) در مورد مردى كه با زنى يك چشم در قومى ازدواج كرد، ولى چيزى به مرد گفته نشد، فرمود: «برگردانده نمىشود» و نيز فرمود: «همانا نكاح فقط به خاطر پيسى، جذام، جنون و عفل ردّ مىشود». گفتم: اگر مرد با زن آميزش كند، در باره مهريهاش چه مىفرماييد؟ حضرت فرمود: «مهريه به زن تعلق دارد به خاطر تمتّعى كه مرد از او برده است، ولىّ زن مثل آنچه را مرد به زن پرداخته به مرد مىپردازد».
متن اين حديث ـ آن گونه كه ما نقل كرديم ـ در كتاب من لايحضره الفقيه از حمّاد، از حلبى روايت شده است، (١١)اما شيخ كلينى آن را در كتاب كافى ـ با سندش ـ از حمّاد، از حلبى، از امام صادق(ع) اين گونه روايت مىكند:
قال: سألته عن رجل تزوّج إلى قوم فإذا امرأته عوراء ولم يبيّنوا له، قال: «يردّ النكاح من البرص و الجذام و الجنون و العفل» (١٢).
شيخ طوسى در دو كتاب تهذيب (١٣)و استبصار (١٤)يك بار اين حديث را از حمّاد، از
(١٠) وسائل الشيعه، ج٢١، ص٢٠٩، باب ١ از ابواب عيوب و تدليس، ح٦، و باب٢، ح٥.
(١١) من لايحضره الفقيه، ج٣، ص٢٧٣، ح١٢٩٩.
(١٢) كافى، ج٥، ص٤٠٦، ح٦.
(١٣) تهذيب، ج٧، ص٤٢٦، ح١٧٠١.
(١٤) استبصار، ج٣، ص٢٤٧، ح٨٨٦.