فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٩ - درآمدهاى مالى قاضى شريعتمدارى جهرمى
فرستادن دلو درچاه براى بيرون آوردن آب را «ادلاء» گويند. خداوند تعالى مىفرمايد: «
پس اعطاى مال براى بهره بردارى از جايى دور يا تاريك، به ادلاء تشبيه شده است. معنايى كه در نهايه در مورد «رشوه» آمده مانند آن است. در آن جا كه مىگويد:
«رشوه» عبارت است از: رسيدن به حاجت با صرف پول. آن برگرفته از «رشاء» است؛ يعنى آن چيزى كه به واسطه آن به آب مىرسند. (٣)
به نظر مىرسد «رشاء» به معناى ريسمان است و سخن خداوند:«وتدلوا» يا مجزوم است به «لا»ى ناهيه؛ زيرا عطف برمنهى شده است يا آن منصوب به «أن» مضمر است. به هرحال، آيه در منع از رشوه دادن، صراحت دارد. بنابراين از فحواى آن استفاده مىشود كه گرفتن رشوه نيز حرام است؛ زيرا حرمت پرداخت رشوه مستلزم حرمت اخذ آن است يا اين كه گفته شود: حرمت گرفتن رشوه از حرمت اكل مال به باطل استفاده مىشود؛ البته بعد از فرض اين كه بگوييم: از ذيل آيه استفاده مىشود كه اعطاى مال به صورت رشوه، باطل است.
احتمال دارد منظور از آيه، حرمت حكم بردن به نزد قضات به انگيزه ربودن اموال مردم باشد؛چنان كه از تفسير كشاف برمى آيد:
ولا «تدلوا بها» يعنى وامر آن اموال و حكم درباره آنها را به حكّام واگذار نكنيد.
«لتأكلوا» يعنى براى آن كه بخوريد به واسطه حكم كردن. «فريقا» بخشى « از اموال مردمان را به گناه». (٤)
روايت تفسير قمى از امام(عليه السلام) براين مطلب دلالت دارد:
قد علم اللّه أنه يكون حكام يحكمون بغير الحق. فنهى أن يتحاكم إليهم؛ (٥)
خداوند دانست كه حاكمانى هستند كه به حقّ و عدالت حكم نمى كنند. بنابراين از بردن حكم نزد ايشان، نهى فرمود.
مانند اين روايت درمجمع البيان آمده است. (٦) ظاهر روايت ابوبصير از امام صادق(ع)
(٣) ابن اثير،النهايه،چاپ المكتبة الاسلاميه،ج٢،ص٢٢٦.
(٤) زمخشرى، كشاف،ج١،ص٢٣٣.
(٥) على بن ابراهيم قمى، تفسير قمى،دارالسرور،ج١،ص٩٤.