فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤٩ - تحريرى نو از نظريۀ شهرت در اصول متلقّات آية اللّه بروجردى احمدمبلّغى
موضعگيرى هاى مطلق نگرانه فروغلطيده اند؟ ريشه اين مطلق گرايى كجاست؟
در پاسخ بايد گفت: ريشه درنارسايى مطالعات اصولى است. بررسى هاى اصولى كم دامنه و سريع، توانايى فرونشاندن دغدغه ها و نيازهاى استنباط را درخود ندارند.
گاه يك موضوع اصلى چنان با تاريخ پيوند خورده است كه فهم منسجم از آن تنها با غور كردن درتاريخ ميسر است. نظريه پردازى در حوزه برخى از مسائل اصولى ماهيتى پيوسته با تاريخ دارد. رويكرد تاريخى، شاكله هاى ناگفته ذهن و انديشه اصولى را شكل مىبخشد و پنجره نظريه پردازى او را به روى واقعيتها مىگشايد.
اين نياز به ويژه درنظريه پردازى پيرامون اجماع و شهرت كه فهم پيشينه شكل گيرى آنها با چند و چون حجيّت آنها درآميخته است دو چندان مىنمايد. عدم رويكرد تاريخى و نبود پيگيرى تطوّر وار و زنجيره اى تاريخ فقه، سبب شده تا به اجماع و شهرتهاى شكل گرفته درامتداد زمان و نيز منشأ و نحوه شكل گيرى آنها بى توجهى شود و درنهايت، توانايى تعبيه مطالعات ناظر به تبيين قلمرو اجماع و شهرت معتبر به دست نيايد.
آنچه بيان شد سرگذشت فهم اصولى به روايت معمولى و تكرارى حوزه هاست.
دراين ميان آية اللّه بروجردى درزمينه اجماع و شهرت راهى ديگر را پيش كشيد؛ كه هم به پيراسته شدن دقت عقلى درمكتب او انجاميد و هم به ادا شدن حق تاريخ دراين مكتب.
نظريّه آية اللّه بروجردى برپايه نگاه به دو عنصر، ملاك حجيّت اجماع و شهرت، و قلمرو اجماع و شهرت معتبر شكل گرفته است. اين نظريّه ـ كه مىتوان «نظريّه اجماع و شهرت دراصول متلقات» ناميد ـ ديدگاهى شفاف و روشنگر را پيش روى فقيهان قرار مىدهد كه تطبيق آن در عرصه استنباط از افراط و تفريط نسبت به موارد اجماع و شهرت جلوگيرى مىكند و كمتر با ابهام روبه رو مىشود.
آية اللّه بروجردى درنظريه خود پيش از آن كه سايه ديدگاه هاى كليشه اى و آموخته شده دردرسها را برسرتاريخ بيفكند به تطوّر ناب و فرايند شكل دهنده تاريخ فقه درقرن چهارم و پنجم نظر مىافكند و در پس تحليل تطوّر و دگرگونگى تاريخى به نتايجى مهم دست مىيابد.