فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٢٩ - پژوهشى در فقه شيخ طوسى قدس سره سيدمهدى طباطبايى
نداشته باشد. (١٢)
به هرحال سخن درباره روش استدلالى شيخ و ويژگى هاى آن دردو محور زير خلاصه مىشود:
امّا در مورد محور اوّل، بايد بگوييم كه وى دراستدلال براحكام فقهى از سه اسلوب عمده بهره جسته است:
اين اسلوب، روش انحصارى اجتهاد و استنباط فقهى درميان اصحاب اماميّه از زمان ائمّه اطهار عليهم السلام تامكاتب فقهى قم و رى بود.
در اين برهه، كه فقه شيعه مراحل اوّليّه شكل گيرى و رشد استنباط و اجتهاد فقهى را طى مىكرد، با توجّه به محدود شدن موضوعات مورد ابتلا درهمان روايات نقل شده از معصومان عليهم السلام، دايره استظهار از روايات نيز محدود بوده و ابزار اصلى آن بيشتر درشناخت دقيق سند و دلالت اخبار منحصر مىگرديد. (١٣)
امّا با پديد آمدن موضوعات و سؤالات ديگرى از سوى مقلّدان وساير مذاهب فقهى، لازم بود استظهار از آيات و اخبار نيز كار آمدتر گردد.
از جمله ابتكارات شيخ در شيوه هاى استنباط و استدلال فقهى، رشد و توسعه اين اسلوب است كه نزديك بود با منهجى كه اصحاب حديث و سيّد مرتضى، هريك به نوعى،
(١٢) علاّمه آقا بزرگ تهرانى درمقدّمه خود برتفسير تبيان(ص:و) مىگويد:«فقد أسّس طريقة الاجتهاد المطلق في الفقه و أصوله».
(١٣) ر. ك: آصفى، محمّد مهدى، تاريخ فقه اهل البيت(مقدّمه رياض المسائل)، ص٣٥.