فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٦ - تحريرى نو از نظريۀ شهرت در اصول متلقّات آية اللّه بروجردى احمدمبلّغى
اگر ملاكهايى همچون لطف و تقرير را پذيرفتيم بايد بدانيم كه دراين صورت، تحقق جريان كاشفيت تنها درگرو اجماع است و بس! يعنى با شهرت، اين جريان صورت نمى گيرد؛ به اين دليل كه براساس قاعده لطف اين تنها پنهان ماندن حقّ به صورت كامل است كه خلاف لطف تلقى مىشود؛ امّا اگرحق به صورت غير كامل پنهان ماند خلاف لطف واجب نيست و بديهى است كه تنها اگر همه برباطل اتفاق كنند، خفاى كامل حق انجام مىگيرد؛ امّا اگر شهرت برباطل انجام گرفت، حق به طور كامل مخفى و پنهان نمى ماند و دخالت معصوم(ع) براى برهم زدن شهرت، ضرورى و مصداق لطف واجب نيست. (١١) براساس تقرير نيز دخالت امام براى برهم زدن تنها هنگامى است كه همه برباطل اجماع كنند؛ چه آن كه عدم دخالت دراين صورت به معناى تقرير باطل است.
بدينسان شهرت براساس قاعده لطف و تقرير از عنصر كشف برخوردار نيست؛ امّا براساس ديدگاهى كه جريان كشف را ناشى از «دخول معصوم(ع) درامّت» مىداند شهرت مىتواند كاشف از رأى معصوم(ع) باشد؛ البته به شرط اين كه مخالفان نظر مشهور معلوم النّسب باشند و آنها را بشناسيم. (١٢)
اين شرط از آن جهت است كه درصورت معلوم النّسب بودن ما مىدانيم كه امام(ع) در زمره مخالفان نيست؛ پس به ناگزير درميان مشهور قراردارد.
برپايه حدس و تراكم ظنون نيز شهرت مىتواند كاشف باشد هر چند جريان كشف برپايه آن به قوّت و سرعت جريان آن بر پايه اجماع نيست.
آية اللّه بروجردى از آن جا كه به حدس و تراكم ظنون مىانديشيد، كاشفيت را در انحصار اجماع نمى ديد و براى شهرت نيز اعتبار قائل بود:
مشهور بودن حكم مسأله نزد قدما از وجود دليل معتبر برآن حكم كشف مىكند. (١٣)
(١١) كشف القناع، ص١١٤و ١١٥ و ١٤٧؛ بحوث في علم الاصول، ج٤، ص٣٠٥ـ٣٠٦.
(١٢) معارج الاصول، ص١٣٢؛ غنية النزوع، ص٢٤٢.
(١٣) التقريرات، ج٢، ص١٤٩. به نقل از كتاب المنهج الرجالى و العمل الرائد فى الموسوعة الرجالية، ص٢٨٧.