فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦١ - تحريرى نو از نظريۀ شهرت در اصول متلقّات آية اللّه بروجردى احمدمبلّغى
حق ابتكارى و درست است ـ نيست، بلكه نقدى جانبى است.
ديدگاه آية اللّه بروجردى درنامعتبر شمردن شهرت در مسائل متلقات غير واضح با اين ملاحظه مواجه است كه مقصود از ادّعاى دخالت اجتهاد توضيحى دراين مسائل چيست؟ آيا مقصود اين است كه استفاده از اين مسائل چون درگروه اجتهاد است نامعتبر مىباشد يا اين كه مقصود ارائه ا ين نكته است كه چون طرح اين مسائل توسّط قدما به صورت ناب و بدون پيرايه اجتهاد شكل نگرفته بلكه همراه با اجتهاد انجام گرفته است، نامعتبر شمرده مى شوند؛ يعنى از آنجا كه آنها با تكيه براجتهاد خود، موضوع يا معنايى براى اين مسائل درنظر مىگرفته و فتواى متلقات را طبق نتيجه اين اجتهاد عرضه مىكرده اند، فتاوايشان اعتبار ندارد. به عبارت ديگر مقصود از دخالت اجتهاد، اجتهاد ما به عنوان مصرف كنندگان فتواست يا اجتهاد آنها به عنوان عرضه كنندگان فتوا. درصورت اوّل، اشكال اين است كه چرا آية اللّه بروجردى شهرت را دراين دسته حجت نشمرده است؟! علت اين عدم حجيّت چيست؟ اگر فرض كنيم علت آن، دخالت اجتهاد است كه آن، توسّط استفاده كنندگان كتب قدما و مصرف كنندگان فتواهايشان انجام مىگيرد و قدما ـ طبق فرض ـ خود در آن اجتهاد نكرده اند و اگر اين فرض را بپذيريم بايد قبول كنيم شهرت دراين دسته نيز مانند دسته اوّل حجيّت پيدا مىكند و معناى حجّت داشتن آن، درستى كليّت فتوا و حكم به تلقّى شدن اين كلّيّت از امامان(ع) است؛ هرچند كه براى رسيدن به معناى آن بايد اجتهاد كنيم. درصورت دوم ـ يعنى فرض دخالت داشتن اجتهاد قدما درطرح مسأله ـ اشكال اين است كه: