فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٩ - تحريرى نو از نظريۀ شهرت در اصول متلقّات آية اللّه بروجردى احمدمبلّغى
برمى آيد. بنابراين اگر فتوايى محض شهرت يافت، حجيّت دارد.
ظاهر اين است كه براى ضمّ لفظ به مضمون، خصوصيت و دخالتى نيست.
درنتيجه معناى مقبوله اين مىشودكه هر مطلب مشهور ميان اصحاب به گونه اى كه درصورت پرسش ازهركس، پاسخ واحدى مىدهند، حجت و قابل اخذ است. (٥٦)
براى شناخت دليل امام خمينى در تعميم حجيّت از شهرت فتوايى مطابق با روايت به شهرت فتوايى محض، توجّه به تفسير وى از ريب و نفى ريب، ضرورى است. وى مقصود از «لاريب فيه» درمقبوله را نفى عقلايى شك به حساب مىآورد:
تمسّك به هرچه نزد عرف شكّ را برنمى تابد و عقلا به احتمال خلافش وقعى نمى نهند، ضرورى است. (٥٧)
ازديدگاه امام خمينى شهرت فتوايى محض كه درمحدوده فقه غير تفريعى شكل گرفته است، از شهرت مسأله درعصر امامان(ع) نشأت مىگيرد. بلكه مىتوان گفت: از نظر امام خمينى اين نوع شهرت از شهرت فتوايى غير محض كه مشهور شدن روايت ازنظر مضمون و فتواست ـ اطمينان آور تراست؛ زيرا وى در باره شهرت فتوايى محض اين تحليل را ارائه مىدهد كه مطلب به خاطر شدّت وضوح آن نزد اصحاب، لباس روايت برتن نمى پوشد:
اجماع يا شهرت قديمه اگر تحقق پيدا كنند اين حدس را درفقيه برمى انگيزانند كه فتوا و حكم از زمان امامان(ع) معروف، و ثابت بوده است؛ به گونه اى كه اصحاب اصول وكتب، نيازى به سؤال از امام(ع) نمى ديدهاند. ـ به سخن ديگر ـ اشتهار ووضوح آن از زمان پيامبر(ص) سبب مىشده تا اصحاب، آن را سؤال نكنند و حديثى را كه برآن دلالت كند روايت ننمايند. اين امرى بعيد از ذهن نيست. (٥٨)
بدينسان امام خمينى مقبوله را ناظر به اصلى كه عقلا به آن حكم كرده اند مىداند و
(٥٦) تقريرات في اصول الفقه، ص٢٩٥.
(٥٧) انوار الهدايه، ج١، ص٢٦٤.
(٥٨) همان، ص٢٥٨.