فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨٠ - تحريرى نو از نظريۀ شهرت در اصول متلقّات آية اللّه بروجردى احمدمبلّغى
شهرت فتوايى محض را از اين رهگذر به اثبات مىرساند. درحقيقت، وى چون مقبوله را نه درمقام تأسيس حجيّت كه درمقام ارشاد به حكم عقلامى بيند، از گذر مقبوله به همان نتيجه اى كه با قطع نظر از مدلول مقبوله رسيده بود، مىرسد.
وى باقطع نظر از مقبوله، بازگشت شهرت فتوايى را به شهرت مسأله درعصر امامان(ع) و تلقّى آن از معصوم(ع) مورد تأكيد قرار مىدهد و همين نتيجه را از مقبوله نيز برمى گيرد و حجيّت شهرت فتوايى را به لحاظ آن كه نزد عرف، اطمينان آور و فاقد ريب است، حجت مىشمرد.
شهيد صدر با اشاره به اين تفسير از «لاريب فيه» ـ كه امام خمينى ارائه كرده ـ دو نقد را به آن متوجه ساخته است:
١. حمل ريب دراين روايت به ريب عقلايى ـ كه درمقابل حجت عقلا قرار دارد ـ خلاف ظاهر است. ظاهر اين است كه ريب وجدانى وحقيقى اراده شده است؛ زيرا ريب از معانى نفسيّه حالات مربوط به نفس ـ است حمل كردن آن بر يك امر عقلايى، خلاف ظاهر است. (٥٩)
سخن شهيد صدر را اگر درست به حساب آوريم، نه تنها تفسيرى كه امام خمينى ارائه كرده فرو مىريزد كه به صادر شدن دو سخن متفاوت و متهافت از امام خمينى نيز بايد اعتراف كرد؛ زيرا از يك سو درمقابل نايينى ـ همان طور كه گذشت ـ ريب را از معانى نفسى به حساب مىآورد ـ يعنى همان حرفى كه از شهيد صدر نقل كرديم ـ و از سوى ديگر به وانهادن تفسيرى كه با اين ديدگاه، سازگار است ـ يعنى تفسير اول كه ريب را وجدانى مىگيرد ـ روى مىآورد و به تفسير سوم ـ كه از عقلايى بودن، نه وجدانى بودن، سخن به ميان مىآورد ـ توجّه نشان مىدهد.
نقد شهيد صدر را مىتوان نقد كرد و درنتيجه نه تفسير سوم فرو مىريزد ونه امام خمينى تهافت گويى كرده است.
توضيح اين كه مقصود امام خمينى عقلايى بودن ريب نيست تا اشكال شهيد صدر و اشكال تهافت گويى، پيش آيد؛ بلكه مقصود، عقلايى انگاشتن نفى ريب است. براين اساس، روايت دراين مقام است كه بگويد: هرجا عقلا، ريب را نفى كنند تمسك بدان
(٥٩) بحوث في علم الاصول، ج٤، ص٣٢٣.