فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥١ - تحريرى نو از نظريۀ شهرت در اصول متلقّات آية اللّه بروجردى احمدمبلّغى
امام خمينى را نيز مرور كنيم.
بحث را دردو محور پى مىگيريم: يكى پيشينه نظريّه اصول متلقات و ديگرى بررسى و تحليل آن.
١. پيشينه نظريّه اصول متلقات
مراحل زير سير تطور ديدگاهى را مشخص مىكند كه به نظريّه اصول متلقات انجاميد:
معلوم ضرورة أن شيوخ الاماميّة و سلفهم في تلك الازمان كانوا بطانة للصادق و الكاظم و الباقر عليهم السلام و ملازمين لهم و متمسكين بهم و مظهرين أن كل شيء يعتقدونه و ينتحلونه و يصحّحونه أويبطلونه فعنهم تلقّوه و منهم أخذوه؛ فلولم يكونوا عنهم بذلك راضين و عليه مقرّين لأبوا عليهم نسبة تلك المذاهب إليهم...؛ (١)
آشكار است كه بزرگان اماميه و پيشينيان آنها درآن زمانها، اطرافيان و همراهان امام صادق و امام كاظم و امام باقر(ع)، و تمسك جويان به آنان بودند. آنان اين حقيقت را اظهار مىكردند كه هرچه را معتقدند و مذهب خويش قرارداده اند، و هرچه را درست مىانگارند يا ابطال مىكنند از امامان(ع) تلقّى كرده و از او دريافت نموده اند. اگر امامان(ع) به آنچه اصحاب دراختيار داشتند راضى و مقرّ نبودند، از منتسب شدن اعتقادات و احكام موجود نزد اصحاب به خود جلوگيرى مىكردند....
(١) رسائل المرتضى، ج٢، ص٢٥٦.