فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٢ - تحريرى نو از نظريۀ شهرت در اصول متلقّات آية اللّه بروجردى احمدمبلّغى
سيد مرتضى درعبارت خود صرفا به اين نكته كه اصحاب دراحكام و عقايد، رابطه اى مبتنى برتلقّى با امامان(ع) داشته اند، پرداخته است؛ امّا از اين نكته كه اين تلقّى، تداوم يافته و درنسلهاى بعدى راه خود را امتداد بخشيده است ـ به اين صورت كه نسل بعد از اصحاب، تلقى احكام را از آنان پى گرفته اند و نسل بعد از آن نسل نيز به تلقّى احكام از نسل قبل خود دست زده اند ـ نپرداخته است. به همين جهت، موضوع تلقّى از زبان سيد مرتضى صرفا به عنوان گزارشى از وضعيت اصحاب امامان(ع) ارائه شده و مورد استفاده و مصرف براى نظريه پردازى او پيرامون اجماع نشده است.
مرحله دوم: طرح تداوم فرايند تلقّى تازمان قدما
اگر چه دركلمات برخى از قدما مانند شيخ طوسى به اين موضوع كه برخى ازفتاوى به صورت دريافت از شيوخ به دست آمده، اشاره شده است، ولى به صورت مستقلّ و نگاهى از بيرون، تداوم يافتن روند تلقى از زمان امامان(ع) تا قدما مورد اشاره قرارنگرفته است. آنچه هست طرح نقل روايت از شيوخ است.
شايد براى اوّلين بار شهيد ثانى به اين تداوم توجّه نشان داد. او با طرح اين نكته: (تنزل فتاويهم منزلة روايتهم؛ (٢) فتاواى قدما به منزله روايت كردن آنان به شمار مىرفت) تا حدودى به فضاى انديشه تداوم يابى روند تلقّى از دوره امامان تا دوران قدما نزديك شد.
مرحله سوم: نظريّه پردازى پيرامون اجماع بر پايه انديشه تلقّى:
استرآبادى مؤسس اخباريگرى به مسأله افتاى قدما توجه نشان مىدهد و اجماع آنان برفتوا را كاشف از دليل مىشمرد. از سخن او استفاده مىشود كه جمعى همين عقيده را داشته اند. وى با اشاره به اتفاق صدوقين و كلينى و شيخ طوسى بريك فتوا اين اجماع را معتبر مىشمرد و مىگويد:
(٢) ذكرى، ص٥.