فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٤ - تحريرى نو از نظريۀ شهرت در اصول متلقّات آية اللّه بروجردى احمدمبلّغى
آنجا كه فرض اين است كه سلسله اخذ بدون انقطاع تا معصوم(ع) پيش مىرود، درنهايت فتواى او سراز حكم معصوم(ع) درمى آورد؛ با اين حساب چه جايى براى اصرار و پافشارى برضرورت تحقق شهرت است؟
نمى توان گفت: نيازى نيست مسأله درزمان امامان(ع) به سرحدّ شهرت رسيده باشد و تنها لازم است اثبات شود فتوا از امامان(ع) توسط يك يا دو نفر اخذ شده است و براى رسيدن به اين هدف فتواى يك يا دو نفر از قدما ـ كه فرض اين است درمحدوده متلقات فتوا داده اند ـ كافى است.
نادرستى اين پندار از آن جهت است كه اگر شهرت فتوايى ميان قدما به وقوع نپيوندد و تنها فتواى يك يا دو نفر را از آنان مشاهده كنيم دراين صورت هرچند بپذيريم اين مقدار از فتوا حدس به تلقّى شدن مسأله ازمعصوم(ع) را سبب مىشود، امّا صرف تلقّى شدن مسأله از معصوم(ع) كافى نيست. چه بسا امام(ع) از باب تقيّه حكم را ارائه كرده است.
گذشته ازاين، مىتوان اصل اين ادّعا را ـ كه فتواى يكى از قدما مستلزم اعتقاد به تلقى مسأله از معصوم(ع) است ـ انكار كرد.
نتيجه سخن آن است كه نياز به احراز مشهور بودن فتوا درعصر امامان(ع) غير قابل انكار