فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٥ - تحريرى نو از نظريۀ شهرت در اصول متلقّات آية اللّه بروجردى احمدمبلّغى
است. دراين صورت روشن است كه راه احراز آن، تحقق شهرت فتوايى نزد قدماست؛ زيرا شهرت قدمايى نشان دهنده وجود شهرت دراعصار پيشين است. به بيان ديگر وجود شهرت درهرطبقه، كاشف ازوجود آن درطبقه پيشين است و اين سلسله به عصر معصومان(ع) منتهى مىگردد و نشانگر اين است كه حكم درعصر آنان مشهور بوده است.
ازاين جا مىتوان به اهميت نكته اى پى برد كه امام خمينى ارائه كرده است. نكته اين است كه از گذر شهرت قدما دراصول متلقات به شهرت مسأله درزمان امامان(ع) پى مىبريم و از آن جا به رأى معصوم(ع) منتقل مىشويم. امام خمينى مىنويسد:
اگرا جماع يا شهرت قديم تحقق يابند فقيه به سبب آن حدس مىزند كه فتوا و حكم درزمان امامان(ع) معروف و ثابت بوده است؛ به گونه اى كه صاحبان اصول و كتب نيازى به سؤال از امام(ع) نمى ديدند. عدم پرسش آنان به خاطر شهرت ووضوح آن از زمان پيامبر(ص) بوده است. درنتيجه آن را در قالب روايت درنياوردند و اين بعيد نيست. (٢٨)
ارائه اين نكته و توجّه به آن را نبايد كم اهميت و بى ثمره انگاشت. يك ثمره اين است كه اگر قرينه اى در شهرت درمسأله اى يافت شود كه حاكى از عدم شهرت مسأله در عصر معصومان(ع) باشد، ديگر نمى توان براى شهرت فتوايى اعتبارى قائل شد؛ زيرا اعتبار آن به خاطر كشف از شهرت مسأله درعصر امامان(ع) است. وقتى با تكيه برقرينه، عدم وجود اين شهرت به دست آيد جريان كاشفيّت متوقف خواهد شد. مثلا با اين قرينه مواجه شويم كه بزرگان اصحاب پيرامون حكمى كه بعدها شهرت قدما در آن تحقق يافته از امامان(ع) سؤال كرده اند، نشانگر آن است كه حكم درميان آنها ارتكازى نبوده و وضوح و شهرت نداشته است و با وجود چنين قرينه اى، به دست مىآيد صرف وجود شهرت درميان قدما نمى تواند معروف بودن حكم درزمان معصومان(ع) را اثبات كند.
ثمرات ديگرى مىتوان برنكته ياد شده مرتب كرد كه آن را به وقت ديگر موكول مىكنيم.
(٢٨) انوار الهدايه، ج١، ص٢٥٨.