فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ١٨٨ - حكم امان
٢. امامت بر متّقين
٨٤٦. مطلوب بودن درخواست امامت و پيشوايى بر متّقين:
وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً وَ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنا ... وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِينَ إِماماً.
فرقان (٢٥) ٦٣ و ٧٤
٣. امامت ظالمان
٨٤٧. جايز نبودن امامت، براى غير معصوم و ستمگر:
وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ. [١]
بقره (٢) ١٢٤
حكم امان
٨٤٨. لزوم پذيرش پناهندگى دشمنان محارب، به منظور آشنايى آنان با معارف اسلامى:
وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْلَمُونَ.
توبه (٩) ٦
٨٤٩. لزوم تأمين امنيّت دشمنان محارب، در صورت
[١] . طبق تقسيم عقلى، مردم چهار دستهاند: ١. كسانى كه در تمام عمر خود ظالماند؛ ٢. در آغاز زندگى ظالم بودند، امّا در پايان زندگى صالح مىشوند؛ ٣. در آغاز زندگى صالح و در پايان ستمگرند؛ ٤. در تمام عمرشان از ظلم مبرّا هستند. شأن ابراهيم عليه السلام اجل از اين است كه امامت را براى گروه نخست و گروه سوم درخواست كرده باشد. مىماند دو گروه، كه خداوند امامت را از گروهى كه در آغاز ظالم بودند نفى مىكند. تنها گروهى كه در تمام عمرشان از ظلم مبرّا بودند حق امامت دارند. (الميزان، ج ١، ص ٢٧٤) مقصود از امامت ياد شده امامت با عنوان منصب الهى، كه از شرايط آن عصمت است، مىباشد