نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٢
حالتش هم از این جهت غیر عادی بود که سنگین میشد و بعد عرق میکرد و عرق
زیادی روی پیشانیاش مینشست . قرآن هم میگوید : " « نزل به الروح الامین
علی قلبک »" . در رؤیاهای صادقه همان طوری که - اگر چه این تشبیهات
خیلی بعید است - چشم انسان بسته است ، گوش انسان هم بسته است ،
ماهیتش هم البته مجهول است ، ولی مسلم اگر یک تلاقیای واقع میشود میان
روح انسان و آن چیزی که به انسان از یک آینده مجهول خبر میدهد ، آن از
طریق این حواس نیست ، از یک طریق مرموز و باطن است که انسان کشف
میکند . حالا انسان در رؤیاهای صادقه با کی و با چی تماس میگیرد و به چه
کیفیت ؟ ما نمیدانیم و بحثش هم لازم نیست . پس در این جهت که همه
غرائز و همه وحیها درونی است شکی نیست . مگر وحیی که به جمادات میشود
بیرونی است ؟ مگر وحیی که به نباتات میشود بیرونی است ؟ ما هم
نمیدانیم ، ما میدانیم که درون این نبات یک نیرویی هست که او را رهبری
میکند ، در درون حیوان غریزهای هست . با این همه پیشرفتهای علمی هنوز
علم نتوانسته کشف کند که این غرایز حیوانات که بدون تعلیم و تعلم و
بدون اکتساب یک چیزهایی را خود به خود میدانند یا مثل دانسته عمل
میکنند چیست ؟ حتی وراثت هم نتوانسته این را توجیه کند . پس در درونی
بودن ، با همه آنها شریک است .
. ٢ معلم داشتن
یک موضوع دیگر که باز از توضیحات خودشان میفهمیم - و یا خیلی باید رویش تکیه کرد - مسأله معلم داشتن است یعنی از یک قوهای ، از یک چیزی تعلیم میگرفت است . پس وقتی ما میگوییم " بیرونی نیست " یعنی از راه حواس نیست ، از یک موجودی که در طبیعت به آن معلم بشری [ میگویند ] نیست ، یا از تجربه و آزمایش نیست ، نه اینکه اساسا هیچ معلمی ندارد یعنی از ذات خودش دارد ، در ذات خودش بشری است مثل ما ، در ذات خودش جاهل است ( « الم یجدک یتیما فاوی ٠ و وجدک ضالا فهدی ٠ و وجدک عائلا فاغنی ») [١] در ذات خودش یعنی در روح خودش ، در سلولهای مغز خودش هیچ از این اطلاعات قبلا نداشته . در قرآن خیلی روی این قضیه [ تأکید شده ] : "[١] ضحی / ٦ - [٨]