نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠
بعد ردش را بگوید . و باز هم ما متکی هستیم به مطالعات شما و استدلالی که در جلسات بعد میخواهید بگویید چون مجموعا شما جهات مثبت قاطعی برای ما بیان نکردید گو اینکه بنده معتقدم در مسائل اجتماعی و مسائل فلسفی دلیل قاطع مثل ریاضی نمیشود آورد به دلیل اینکه در مورد خدا هم نیاوردهاند . شما الان میدانید که در طول تاریخ بشر راجع به وجود خدا همیشه اختلاف بوده ، الان هم هست . این دلیل آن نیست که اگر همدیگر را نتوانستند قانع کنند پس ما معتقد نباشیم . در مورد نبی هم اگر بخواهند دلیل بیاورند باید مخالف و موافق باشد و مخالف و موافق هم بوده و آن دلایلی که - هفت تا مثلا - ایشان آوردهاند ممکن است قابل رد باشد ولی کی میخواهد از اینها استنتاج کند ؟ آن کسی که مجموعه این هفت دلیل را میخواند بعد به عقل و وجدان خودش مراجعه میکند ببیند این منطق قویتر و صحیحتر است یا منطق مخالفین ، و الا هیچ وقت دلیل ریاضیاش را برای خدا هم نتوانستهایم بیاوریم . استاد : اولا در مسائل باب خدا ، معلوم است که موضوعش موضوع ریاضی نیست . شما میخواهید در موضوع غیر ریاضی دلیل ریاضی آورده شود ؟ - دلیل ریاضی است که قاطع است . استاد : این را هم اشتباه میفرمایید ، و اما اگر میگویید که دلیل آورده نشده یعنی برهان آورده نشده ، برهان آورده شده ولی درباب مسأله خدا آنقدر اوج براهین بالا هست که افراد تا تحصیلات عالی نداشته باشند آن براهین را درک نمیکنند . شما بیایید چند سالی درس بخوانید آنوقت اگر دیدید براهین قاطع نیست ایراد بگیرید . - چرا من ؟ فلاسفهای که خواندهاند مخالف هستند . استاد : کدام فلاسفهای که خواندهاند مخالفاند ؟ - تمام فلاسفه مادی که مخالف هستند . استاد : که نخواندهاند مثل شما . - چطور میشود نخوانده باشند ؟ تهمت به آنها میزنید ، دلیل که نیست .