نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٩
بحث دیگری داریم که در جلسه بعد [١] ان شاءالله بگوییم و آن این
است که [ آیا ] قرآن از نظر بیان مسائل تاریخی [ بیان اعجازآمیزی دارد
یا نه ] ؟ البته میدانیم که قرآن به عنوان تاریخ ، هیچ مطلبی را بیان
نکرده بلکه پرهیز کرده است که یک مطلب به شکل تاریخ باشد . اشاره
میکند به جنبههای آموزندگی تاریخهای گذشته ، ولی قهرا نکاتی از تواریخ
گذشته هم در قرآن آمده است . آیا در اینها چیزی پیدا میشود که قرآن یک
بیان اعجاز آمیزی داشته باشد ؟ یعنی یک مطلب تاریخی را به گونهای بیان
کرده باشد که در آن زمان آن را نمیشناختند و بعدها کاوشها و تحقیقات بشر
نظر قرآن را تأیید کرده است ، آیا چنین چیزی در قرآن پیدا میشود یا نه ؟
که اگر بتوانیم چنین چیزی پیدا کنیم باز نمونه دیگری است از اعجاز قرآن
، یعنی نمونه دیگری است از اینکه قرآن فکر شخصی پیغمبر به عنوان یک
انسان عادی نیست ، بلکه قرآن وحیی است که از افق بالاتر بر پیغمبر نازل
میشده است .
- در مورد این مسأله که فرمودید مسیحیها ایمان را یک مسأله جدا
میدانند ما این موضوع را در اسلام هم در بعضی موارد میبینیم ، یکی آنجا که
میگوید : " « العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء » " و بعد هم یک
دسته دیگر میگویند :
| پای استدلالیان چوبین بود |
| پای چوبین سخت بیتمکین بود |
جواب : نکته خوبی بود که آقای دکتر تذکر دادهاند و آن این است که عرض کردیم مسیحیها حساب علم و عقل بشر و حساب ایمان را دو حساب جداگانه میدانند که احیانا ممکن است فرآورده عقل و علم انسان با آنچه که ایمان اقتضا میکند ضد یکدیگر باشد ، یعنی عقل بشر بگوید این چنین است ایمان بگوید چنین نیست ضد آن است ، که در اینجا میگویند تو باید عقل خودت را تخطئه کنی و فقط ایمان خودت را بگیری . ایمان ، مرحلهای است به این معنا فوق مرحله عقل و فوق مرحله
[١] [ مطابق نوارهای موجود ، جلسه بعد تشکیل نشده است ] .