نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤
او سخن میگفتند : ( « یا مریم ان الله اصطفیک و طهرک و اصطفیک علی
نساء العالمین ٠ یا مریم اقنتی لربک و اسجدی و ارکعی مع الراکعین غ) [١]
، حتی - به نص قرآن کریم - برای او از غیب غذا میآوردند ، تا آن حدی که
زکریایی که پیغمبر بود در شگفت میماند و میگفت :
« یا مریم انی لک هذا قالت هو من عند الله ان الله یرزق من یشاء بغیر
حساب »[٢] .
در اصطلاح حدیث ما اینها را " محدث " میگویند ، میگویند نبی نیستند
، رسول هم نیستند ، محدث هستند ، یعنی با اینها سخن گفته میشود ، و این
تقریبا میشود گفت از مسلمات اسلام است که غیر پیغمبران هم میتوانند
محدث باشند . ما حضرت امیر را و خیلی کمتر از حضرت امیر را پیغمبر
نمیدانیم و پیغمبر نبودهاند ولی مسلم [ حضرت امیر ] حقایقی را از غیب
تلقی میکرده بدون واسطه پیغمبر . البته به دست پیغمبر پرورش پیدا کرده
ولی این مقدار مطالب را تلقی میکرده ، و حتی این در نهجالبلاغه هست که
میفرماید : " « و لقد کنت مع رسول الله بحراء » " من با پیغمبر در حرا
بودم ( آنوقت بچه بوده ، در حدود سنین ده سالگی ، و بعضی نوشتهاند
دوازده سالگی ) " « اری نور الرسالة و اشم بریح النبوش » " نور رسالت
را میدیدم و بوی نبوت را استشمام میکردم ( معلوم است یک تعبیر خاصی
است ، یعنی چیزهایی را همان وقت در پیغمبر حس میکردم ) تا آنجا که
میگوید : " « و لقد سمعت رنة الشیطان حین نزول الوحی الیه » " که من
آن ناله دردناک شیطان را وقتی که وحی بر پیغمبر نازل شد شنیدم ، به
پیغمبر گفتم که من شنیدم ، به من فرمود : " « یا علی انک تسمع ما اسمع
و تری ما اری و لکنک لست بنبی » " [٣] تو میشنوی آنچه من میشنوم .
معلوم است که " تو میشنوی آنچه من میشنوم " یک صدایی نبوده که اگر ما
هم آنجا بودیم میشنیدیم ، یعنی شکل شنیدن این جور نبوده که هر صاحب گوشی
، هر حیوانی و هر انسانی اگر آنجا میبود این صدا را میشنید ، چون میگوید
: " « انک تسمع ما اسمع و تری ما اری » " آنهایی که من میشنوم تو
میشنوی ، آنهایی که من میبینم تو هم میبینی، در عین حال تو پیغمبر نیستی.
خود ایشان جملههایی دارند ، میفرمایند : " « ان الله سبحانه و تعالی
جعل الذکر جلاء »
[١] آل عمران / ٤٢ و . ٤٣ [٢] آل عمران / . ٣٧ [٣] نهجالبلاغه ، خطبه . ١٩٠