نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٤
با آنچه که علم تدریجا کشف میکند منطبق است یا لااقل منطبقتر است .
لااقل همان منطبقتر بودنش هم خودش دلیل است بر این مطلب . این که عرض
میکنم " منطبقتر بودنش " برای این است که بعضی مسائل در حد فرضیه
است . مثلا ( در پرانتز عرض میکنم ) ما در نهجالبلاغه راجع به خلقت زمین
و آسمان یک سلسله مسائل میبینیم که ممکن است همه آنها را نتوانیم با
فرضیاتی که علوم جدید آورده است صد در صد منطبق کنیم اما قدر مسلم هست
که یک منطقی است غیر از منطقی که در آن عصر و زمان به کلی وجود داشته و
تازه آنچه هم که امروز میگویند همه فرضیات است ، شاید در آیندهای اینها
را بهتر کشف کنند و انطباقش را بهتر درک نمایند . مثلا [ میگوید ] قبل
از اینکه این زمین و آسمان آفریده شود تمام این زمین و آسمان به شکل دود
بوده است که در قرآن هم هست : " « ثم استوی الی السماء و هی دخان فقال
لها و للارض ائتیا طوعا او کرها قالتا اتینا طائعین »" [١] اینها دود
بودند ، خداوند به زمین و به آسمان گفت بیایید ( یعنی فرمانی به آنها
داد که یک جریانی پیش بیاید ) آنها هم گفتند مطیع هستیم آمدیم . این با
معلومات بشر آن روز منطبق نیست . در نهجالبلاغه اینها خیلی مفصلتر آمده
که چه تبدیل به آب شد ، آب تبدیل به بخار شد ، چه تبدیل به کف شد و
بعد چنین و چنان شد . و لهذا علمای قدیم با معلوماتی که داشتند به
اینجاها که میرسیدند جز اینکه توقف کنند و بگویند که اینها از متشابهات
است ، ما نمیفهمیم و نمیدانیم ، چیز دیگر نمیگفتند ، چون علم قدیم
میگفت که از همین حدود زمین و جو زمین که خارج بشویم موجودات بعدی که
اسمش افلاک و آسمانها بود موجودات تک عنصری هستند و عنصرشان هم غیر از
عناصر این زمین است و هیچ تغییر و تبدیلی هم در آنها نیست و همیشه
بودهاند و همیشه خواهند بود . دیگر این تغییرات و تبدلات در منطق علمی
قدیم راه نداشت .
به هر حال ، یک سلسله مسائل دیگر در زمینه طبیعیات است که باز
علمایی که اهل فن بودهاند در این زمینهها مطالعاتی کردهاند ، و طنطاوی
بالخصوص . ممکن است خیلی از حرفهایی که او گفته صد در صد قابل قبول
نباشد ولی میگویند من خودم در تفسیر طنطاوی کمتر مطالعه دارم ، همین آقای
شریعتی نقل میکنند که او در حدود هفتصد و پنجاه مورد در این زمینه نقل
کرده است . همین کتاب باد و باران آقای
[١] فصلت / . ١١