نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٢
بالخصوص ، اصلا مسأله پیغمبری ، مسأله نزول وحی ، مسأله اینکه هر پیغمبری باید معجزهای داشته باشد [ مورد بحث قرار میگیرد ] ، اینها را میگویند نبوت عامه ، یعنی مسائلی که درباره نبوت به طور کلی بحث میکنند . ولی نبوت خاصه که نبوت عامه مقدمهای است برای آن ، بحث درباره پیغمبری یک پیغمبر بالخصوص است . مثلا درباره پیغمبر بزرگوار خودمان ما بهطور جداگانه باید بحث کنیم که ما چه دلایل و نشانههایی بر نبوت و پیغمبری ایشان داریم ، چون خود نبوت که همان وحی یعنی رسالت من جانب الله باشد جزء محسوسات نیست که مشاهده بشود ، یعنی یک پیغمبر که مدعی است من پیغمبر هستم ، پیغمبری او ، رسالت او از جانب خدا مستقیما یک امر محسوسی نیست که هر کسی به چشم خودش ببیند یا مثلا در زیر یک دستگاهی بشود نبوت او را کشف کرد ، مثل کسی که بگوید من بر عکس همه مردم دارای دو قلب هستم ، میآییم او را معاینه میکنیم ببینیم دو قلب دارد یا یک قلب . آن کسی که میگوید بر من از غیب و باطن وحی و الهام میشود باید با یک دلیلی ثابت بشود که او واقعا وحی و الهامی دارد . آن دلیلش که در تعبیر قرآن کلمه " آیت " یعنی نشانه آمده است و در اصطلاح علمای اسلامی بعد کلمه " معجزه " آمده است همان است که ما با آن نبوت را اثبات میکنیم . ما فعلا به نبوت سایر انبیایی که در گذشته بودهاند کار نداریم ، درباره نبوت پیغمبر خودمان که صحبت میکنیم ایشان چه معجزاتی داشتهاند ، چه آیاتی از جانب خداوند داشتهاند که دلیل بر نبوتشان باشد . بزرگترین آیت و بزرگترین دلیل و آن چیزی که به نص قرآن به آن استناد شده است خود قرآن است و بنابراین عمده بحث ما باید روی خود قرآن متمرکز بشود .
تحدی قرآن
قرآن نشان میدهد که از همان ابتدای نزول یعنی از دوران مکه به اصطلاح متکلمین " متحدی " بوده است یعنی از آن اولی که نازل شده است مقرون به این دعوا بوده است که این کلام کلام فوق بشری است ، این کلام کلام غیر قابل تقلید است و مردم را به مبارزه طلبیده است ، نه تنها مردم آن محیط و مردم آن عصر را ، بلکه مردم همه زمانها را ، که در سوره بنی اسرائیل میفرماید : " « قل لئن اجتمعت الانس و الجن علی ان »