نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩
فرض تشخیص دادن رعایت میکند . حیوان اجتماعی به حکم غریزه مصلحت اجتماع را تشخیص میدهد میرود دنبالش و به حکم غریزه هم آن را اجرا میکند ، و بشر در هر دو ناحیه این نیاز را دارد ، نیاز دارد به یک هدایت و رهبری که او را به سوی مصالح اجتماعیاش هدایت و رهبری کند ، و نیازمند است به یک قوه و قدرتی که حاکم بر وجودش باشد که آن قوه حاکم بر وجودش او را دنبال مصالح اجتماعی بفرستد . میگویند پیغمبران برای این دو کار آمدند ، هم او را به مصالح اجتماعی رهنمایی میکنند و هم که این دومی شاید بالاتر است او را موظف میکنند ، یک قدرتی بر وجودش مسلط میکنند به نام " ایمان " که به حکم این قدرت آن مصالح اجتماعی را اجرا میکند ، دنبال آنچه که مصلحت اجتماعی تشخیص میدهد ( حالا یا به حکم وحی یا به حکم عقل و علم ، فرق نمیکند ) میرود و اگر حکومت دین و حکومت انبیاء در میان بشر در گذشته و حال نبود ، به عقیده اینها اصلا بشریتی نبود ، یعنی اصلا امروز بشری روی زمین نبود ، بشر خودش را خورده بود ، اصلا بشر فانی شده بود . بشر بقای خودش را در روی زمین و همین تمدنی را که امروز در روی زمین دارد مدیون پیغمبران است . آنها ، هم او را رهبری کردند و هم خودش را از شر خودش نگهداری کردند ، و حتی امروز هم که اینهمه علم پیش رفته و عقل بشر کامل شده است باز هم نقش انبیاء محفوظ است ، یعنی همین الان هم بشر تربیتهای انسانی ای که دارد ، ارث از گذشتهای است که سر منشأش پیغمبران بودهاند ، و مقدار انسانیتی که دارد باز هم از بقایای همان تعلیمات دینی و کتابهای آسمانی است که اگر فرض کنیم همین الان تأثیر کتابهای آسمانی را با یک قوه و قدرتی از روح بشر به کلی بیرون بکشیم ، این مساوی خواهد بود با فنای بشریت یعنی با از بین رفتن روح انسانیت به طور کلی و قهرا فنای بشریت ، بشر به صورت یک موجودات درندهای در خواهد آمد که هیچ روح اجتماعی نداشته باشند و همه مجبور باشند با همدیگر باشند ولی نه مجموع شیرها بخواهند با هم زندگی کنند ، چون خیلی تفاوت است میان افراد بشر ، مثل یک جنگلی [ خواهد بود ] که در آن عدهای گوسفند باشد ، عدهای گرگ ، عدهای شغال ، عدهای شیر ، عدهای ببر ، عدهای پلنگ ، عدهای شتر و عدهای اسب ، اینها به جان یکدیگر بیفتند و قوی ضعیف را پایمال خواهد کرد . این یک خلاصهای بود که میخواستم در این باره عرض کنم ، چون خودم نمیدانم که لازم هست ما درباره این مطلب زیاد بحث کنیم یا نه . این به عبارت دیگر همان