نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٤
عجیب بود . نمیدانم خودشان را گفتند یا برادرشان که در آن جلسه حضور داشتند ( این داستان قول آن کسانی را که میگویند ارتباط با روح واقعی هست تأیید میکند ) . به او [ یعنی به آن روح ] گفتند شما یک علامتی بدهید به پسرتان ( نگفتند تو از پدرت علامتی بخواه . اگر اینطور بود کمی ساده میشد چون این فکر میکرد ، میگفتیم فکر این منتقل شد به او ) . او یک چیزی گفت و اینها نوشتند . خودشان نفهمیدند . این کلمه در آمد : " زنجیر " . گفتند ما که نمیفهمیم ، میگوید زنجیر . گفت من فورا فهمیدم این قضیه حقیقت دارد . گفتم این راست است . میگفت پدر من زنجیری داشت که با آن وقتی که الاغ سواری میکرد الاغش را میراند . بعدها هم که الاغ نداشت آن زنجیر همیشه همراهش بود . گاهی افرادی را که میخواست کتک بزند با آن زنجیر کتک میزد و خودش میگفت من تجربه دارم هر کسی که از این زنجیر من کتک خورده به یک مقامی رسیده . شوخی بابای ما این بود که میگفت قدر این زنجیر من را بدانید ، این زنجیر من به تن هر کسی خورده به یک مقامی رسیده . و این کلمه " زنجیر " که بابای ما برای زنجیر خودش یک احترامی قائل بود یک حسابی بود میان ما بچه ها . تا گفت زنجیر ، ما فهمیدیم علامت درستی است . قضیه دیگری باز آقای مهندس تاج برای من نقل کردند که البته اینها در حدود خیلی بالا نیست . یک کسی را اسم بردند که کارهای منیتیزم را میدانست . گفت من یک روز رفتم با او صحبت کردم ، گفت من این کار را کنار گذاشتهام ولی بعد رفت سر میزش نشست و یک چیزی نوشت داخل میزش گذاشت ، بعد به من گفت بیا بنشین اینجا . آمدم نشستم . بعد دستش را گذاشت روی دست من و به من گفت هر عددی دلت میخواهد انتخاب کن و بنویس . من عدد ٧ را انتخاب کردم . کاغذ را از داخل میزش درآورد دیدم عدد ٧ را نوشته . بعد گفت که یک چیز دیگر را انتخاب کن باز من یک چیزی انتخاب کردم . و او میزش را باز کرد دیدم همان است که من انتخاب کردهام . البته ایشان همین جور توجیه میکردند که او قبلا اینها را نوشته ، بعد که دستش را روی دست من گذاشته ، اراده من و فکر من - و به تعبیری که این آقایان میکنند شعور باطن من - را تحت اختیار میگیرد . حالا آن چطور میشود ، شاید خود او هم نمیدانسته ، مثلا یک جریان الکتریکی در بین هست ، بالاخره یک چیزی اینجا وجود دارد به طوری که هر چه که او میخواست من اراده میکردم . او به من میگفت تو هر عددی که دلت میخواهد اختیار کن ، من هم به خیال خودم هر عددی که دل خودم