نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٧
رفتم پیش یکی از جوکیها ، او شروع کرد به زبان فارسی با من صحبت کردن و من تعجب کردم . به من گفت " برادرت محمد ( آن وقت من در لاهیجان بودم ) رفته مشهد آخوند شده " ( میگفت این برای برادر من و برای خود من بسیار عجیب بود . خودش میگفت تا وقتی که دیپلمم را گرفتم اصلا لا مذهب بودم . بعد هم رفته بود در مشهد و به چنگ مردی به نام " گلکار " افتاده بود ، گلکار هم کارهایی نظیر هیپنوتیزم داشته و بیدین ترش کرده بود ، بعد خود گلکار برگشته بود دیندار شده بود ، محققی هم به تبع او دیندار شده بود و بعد آمده بود معمم هم شده بود که میگفت این برای برادر من فوقالعاده عجیب بود که آخر من کجا و آخوند شدن کجا ! ) . بعد ، از سرگذشتهای گذشتهاش به او گفته بود و راجع به آیندهاش هم چیزهای فوقالعاده عجیب گفته بود . به قدری به حرفهای او ایمان داشت که حد نداشت و فقط یک قضیه دروغ از آب درآمد و آن قضیه عمرش بود . به برادرم گفته بود تو - مثلا - شصت و هفت سال عمر خواهی کرد . از بس به سایر حرفهایی که او گفته بود یقین پیدا کرده بود به این قضیه هم یقین داشت ، میگفت من اگر سرم را زیر سنگ بکنند نمیمیرم ، بعد از شصت و هفت سال هم هیچ قوهای نمیتواند مرا نگه دارد ، قطعا میمیرم . همین سبب شد که او مریض میشد معالجه نمیکرد و به آن سن هم نرسید و مرد ، این یکی خلاف درآمد . میخواهم بگویم که وجود چنین نیروهایی حکایت میکند از همان اصلی که ما از آقای طباطبایی نقل کردیم که : اگر در بشر ایمان به چیزی پیدا شود ، اگر اراده به چیزی پیدا شود ، خیلی کارهای خارقالعاده میتواند انجام بدهد ، منتها اینکه شما میبینید در حال خواب مصنوعی انسان این کار را میکند و در شعور ظاهر نمیکند ، چون شعور ظاهر ما تابع این قوانین ظاهری است که ما میبینیم . ما با شعور ظاهر نمیتوانیم به چیزی ایمان پیدا کنیم و آن را باور کنیم ، این است که نمیکنیم . تا شعور ظاهر هست نمیشود . شعور ظاهر را که آن القاء کننده از مامیگیرد هر چه که القاء کند بدون چون و چرا میپذیریم یعنی بدون چون و چرا باور و یقین میکنیم ، چون یقین و باور میکنیم انجام هم میدهیم . آنوقت افرادی که شعور ظاهرشان هم به همان اندازه شعور باطن به حقیقتی ایمان پیدا کند و معتقد شود و یقین پیدا کند ، دیگر مانع و رادعی [ در مقابل آنها نخواهد بود ] ، البته نمی خواهم بگویم هیچ چیزی ، شاید بعضی موانع باشد ولی خیلی از سدهایی را که پیش روی او وجود دارد میشکند .