نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥١
میشود و انصرافهای دائم و ارادی و از روی برنامه سبب پیدایش حالات مداومی در انسان میشود و راز قضیه را هم در طلوع علم و اراده در وجود انسان دانستهاند . و اما بیانی که آقای ایرانشهر کردهاند اگر آقایان علاقهمند هستند در جلسه آینده روی آن بحث کنیم . این یک بحث روحی است و بالاخره مربوط به مسائل روحی است ، به نظرم بحث بیفایدهای نباشد . - جنابعالی در مورد معجزه دو تا فرض مطرح کردید : یک فرض اینکه ما بگوییم تمام این اعمال مستقیما از جانب خداست و خود پیغمبر هیچ نقشی نداشته . فرض دوم اینکه پیغمبر نقشی داشته منتها به اذن خدا . فرض سومی که هم طرحش فکر میکنم ضروری باشد و اشاراتی هم کردید نسبت به آن و آن این است که بگوییم این را صرفا پیغمبر انجام داده بدون حتی اذن خدا با توجه به اینکه در انسان نیروهایی هست ، که درباره آن بحث مفصلی داشت میشد که ما این نیروها را از درون خودمان میتوانیم بگیریم ، یعنی این ادعا را میتوانیم بکنیم که این نیروها از درون ما سرچشمه میگیرد . ما الان اگر قادر به گفتن هستیم تصمیم میگیریم فلان کلام را حرف بزنیم ، جمله را ادا کنیم ، یا نیروهایی که به تدریج به آنها پی میبریم ، درک مطالبی از دور . اینها نیروهایی است که در وجود انسان در اثر سیر تکاملی موجودات به تدریج به وجود آمده ، منتها آن طوری که امروزه از نظر علمی روی آن بحث میکنند هر انسانی ( یعنی نوع انسان ) بالقوه دارای این استعداد هست ، منتها اگر این انسان از ابتدای کودکی جریانات تجربی زندگیاش به نحوی باشد که از این مسیرهای عصبی و فعل و انفعالات استفاده شود اینها تقویت میشود و او میتواند خیلی مسائل را درک کند . حتی آن کسی که درک موسیقی دارد و میتواند خوب موسیقی را بفهمند و یک آهنگساز خوب بشود کسی است که در یک مسیر تجربی افتاده که آن جریانات عصبی در مسیرهای عصبی این قدر برقرار شده که خوب قوی شده و آن کسی که این قدرت را ندارد به علت این است که در این تجربه قرار نگرفته ، آن مسیرهای عصبی مخصوص تقویت نشده و به قول معروف آن کانالها گشاد نشده و کمکم از بین رفته یا ضعیف شده مثل هر عضوی که به کار نیفتاده است . پس انسان بالقوه دارای این استعداد هست که بتواند خیلی مطالب را بیش از آنچه که یک فرد عادی درک میکند درک نماید ، بستگی به تجربه دارد که در چه