نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤١
میگویند قرآن خودش این معجزات را به شخص پیغمبر نسبت میدهد ولی
همواره تکیهاش این است : " « باذن الله »" پیغمبر میکند باذن الله ،
نه " خدا میکند نه پیغمبر " و اصلا کلمه " « باذن الله »" که تو
میکنی ولی به اذن من میکنی ، صراحت دارد که تو میکنی ولی من خواستهام که
تو بکنی و باعمل تو این قضیه انجام بشود ، که بعضی آیاتش را برایتان
میخوانم .
مثلا در سوره مؤمن میفرماید که : " « و ما کان لرسول ان یأتی بایة الا
باذن الله »" [١] . اینجا وقتی میخواهد نفی استقلال از پیغمبران بکند
که خیال نکنید که آنها از پیش خود هر کاری را بخواهند میکنند ، هر چه
میکنند به اذن پروردگار است ، به این تعبیر میگوید : و نرسد پیامبری را
و نیست این قدرت ( یا این حق ) برای هیچ پیغمبری که آیتی ( معجزهای به
تعبیر ما ) از آیات را بیاورد مگر به اذن پروردگار ( او بیاورد ولی به
اذن پروردگار ) .
در آیه دیگری که حتی راجع به سحر و این جور مسائل است ( قضیه هاروت و
ماروت) میفرماید : " « فیتعلمون منهما ما یفرقون به بین المرء و زوجه
" مردم میآموختند چیزی را که به این وسیله حتی میان زن و شوهر تفرقه
میانداختند . بعد برای اینکه مردم بدانند که حتی این کارها هم بدون اذن و
رضایت پروردگار صورت نمیگیرد میفرماید : " « و ما هم بضارین من احد الا
باذن الله »" [٢] اینها هم اگر رضای الهی و اذن الهی نمیبود
نمیتوانستند ضرر به کسی برسانند .
درباره حضرت عیسی بن مریم در سوره آل عمران این جور میفرماید : "
« و رسولا الی بنیاسرائیل غ" پیغامبری که به سوی بنی اسرائیل (یعنی عیسی)
" « انی قد جئتکم بایة من ربکم »" به مردم گفت من برای شما از ناحیه
پروردگار معجزهای آوردهام به این ترتیب : " « انی اخلق لکم من الطین
کهیئة الطیر فانفخ فیه فیکون طیرا باذن الله »" من میسازم برای شما از
گل به شکل مرغ و سپس میدمم در آن .
اینجا را بعضی نقطه مقابل استفاده کردهاند ، اینجور میگویند : "
« فیکون طیرا باذن الله غ" بعد به اذن پروردگار مرغ میشود. " باذن الله
" را به " فیکون طیرا " برمیگردانند ، میگویند پس این آیه میگوید
ببینید ، ساختن از گل کار من ، دمیدن کار
[١] مؤمن / . ٧٨ [٢] بقره / . ١٠٢