ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٤ - ديدگاه بعضى روانشناسان معاصر در رده بندى نيازها
آسوده هم نوعش را مى كشت ، كسى را مى كشت كه به عقيدهء وى بايستى او را بكشد ، ولى حالا با اين كه مدتهاست مى دانيم كه اين كار كارى است بسيار پست و پليد و زشت ، با وجود اين خيلى بيشتر از سابق خون خلق را مى ريزيم . خوب ، كدام خونريزى بدتر است خودتان قضاوت كنيد معروف است كه كلئوپاتر ( ببخشيد از اين مثالهايى كه مربوط به عهد عتيق است ) - دوست مى داشت كه سنجاقهاى طلائى را به سينه كنيزان و نديمه هايش فرو كند ، و از صداى ضجه و شيون ايشان لذت ببرد .
خواهيد گفت كه : اين كار از نظر نسبى زمانى كه بگوييم ، مربوط به عهد بربريت مى شود به حالا چه مى گويم : امروز هم در عهد بربريت زندگى مى كنيم - با در نظر گرفتن خصوصيت زمانى حالا هم با سنجاق به سينه ديگران فرو مى كنيم .
و با اين كه بشر امروز نسبت به عهد بربريت در پاره اى جهات علمى و مسائل مادى پيشرفت كرده است ، و مى تواند دقيقتر و روشنتر از قديم به دنيا نگاه كند و تحقيق كند . ولى هنوز عادت نكرده است رفتارش را با عقل و خرد و عملش هم آهنگ سازد ، و آن گونه عمل كند كه علم به او آموخته است .
آقايان من مى بينم كه هنوز هم كاملا مطمئنيد ، و قطع داريد كه بالاخره بشر روزى عاداتى را كه گفتيم فرا خواهد گرفت . مى گوييد وقتى كه آخرين باقيماندههاى عادات احمقانهء گذشته از يادش رفت ، آن وقت عاقلانه رفتار خواهد كرد ، آن وقت عقل سالم با كمك علم و دانش ، طبيعت بشرى را كاملا تربيت مى كند و او را به مرد خردمندى تبديل مى نمايد ، و در آن صورت به تنها راه عقلائى موجود رهبريش مى كند ، و در آن روز ديگر به اختيار و آزادانه به راه غلط و خطا نخواهد رفت ، و به اين فساد عالمگير خاتمه خواهد بخشيد .