ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٥ - ديدگاه بعضى روانشناسان معاصر در رده بندى نيازها
چنين بگوييم كه خواستهها و تمايلات طبيعيش را ، ديگر بىاراده و بىاختيار فراموش نخواهد كرد ، و از آنها پرهيز نخواهد نمود .
بله حتى شما به اين عقيدهء خودتان چيزى ديگر مى افزاييد و مى گوييد : در آن تاريخ نفس علم ، آموزگار بشر مى شود .
- ( با اين كه به نظر من اين علم هم كه مى گوييد ، فقط چيز لوكس و تفننى است ) - باز مى گوييد كه آن بشر ديگر خود خواهى و خواهش بيجا ندارد ، هيچوقت هم نداشته است مى گوييد كه بشر از نظر علمى چيزى نيست جز يك پنجه و دستهء پيانو يا يك ارگ دوار دستى ، و مى گوييد كه غير از ما در عالم وجود قوانين طبيعى نيز هستند مثلا بشر آنچه را كه مى خواهد بكند نه به دليل تمايلات شخصى و اراديش مى كند بلكه كاملا خود بخود صورت مى پذيرد ، طبق قوانين طبيعى . در نتيجه و بحساب شما فقط كافى است كه ما اين قوانين را كشف كنيم . وقتى كشف كرديم ديگر بشر نسبت به اعمالى كه مى كند مطلقا مسئول نيست . و خواهد توانست كه يك زندگانى بىنهايت [ لذت بخش و منطقى بدست بياورد ] و رفتار مردم را طبق اين قوانين به صورت رياضى در مى آوريم و مانند جدول لگاريتم مثلا آنها را تا ١٠٨٠٠٠ حساب مى كنيم و اين صورتها و حسابها را در تقويم يا در كتابچه اى يادداشت مى كنيم ، و يا كمى بهتر و مفصلتر آن را در چند جلد كتاب خوب نقل مى كنيم و منتشر مى كنيم .
اين مجلدات چيزى مى شود مثلا شبيه به دائرة المعارف امروزى كه در آن همهء اعمال و افعال صحيح مردم را دقيقا حساب كرده ، و جمع و تفريق كرده و نوشتهايم ، در آن روزگار ، ديگر در هيچ نقطه از عالم رفتارى و اعمال غير منتظره و ماجراى مختلفه و ناباب اتفاق نخواهد افتاد .
آن گاه - ( آقايان من ، اينها همه اش عقيدهء شماست ) - نسبتها و روابط جديد اقتصادى