ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٨ - نوع يكم
به پديدهء اكتشافات و ابداعات و اختراعات كه ناشى از انعكاسات ذهنى آنها از جهان عينى نيست ، بلكه اين پديده پس از عبور از مراحل انديشه و تجربه و مشاهده و عبور از يك مرحلهء آزادى بسيار جالب حتى از محصولات همان مراحل انديشه و تجربه و مشاهده بلكه حتى پس از آزادى از خويشتن ، بوجود مى آيد . لذا مى بينيم ضرورتى ندارد كه مكتشفين و ابداع كنندگان حتى در آن مسئله اى كه اكتشاف و ابداع مى كنند ، بالاترين درجهء معلومات و اطلاعات از آن را داشته باشند . بنا بر اين ، احتمال اين كه هر انسانى بذرهاى معارف مربوط به جهان هستى را در كشتگاه درون خود دارد ، احتمالى است بسيار معقول و با توجه به معناى آيهء شريفهء ( وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْماءَ كُلَّها ) اين احتمال تا درجهء يقين صعود مى كند . آيا اين همان نظريه نيست كه سقراط مى گفت : ما مربيان چيزى را در درون انسانها ايجاد نمى كنيم ، بلكه همهء مردم حقيقت را در درون خود دارند و ما معلمان و مربيان مى كوشيم مردم را در زاييدن ( توجه بآن حقائق ) كمك كنيم و كار ما ، كار قابلهها است . در تفسير جمله سوم : ( اگر كسى با شناخت خويشتن ، شاخه اى از درخت را بشناسد ، با ارزشتر است از شناخت كيهان بزرگ بدون شناخت خويشتن ) مى توانيم بگوييم : علم بيك چيز با شناخت خويشتن ، يعنى با شناخت آن حقيقتى كه علم از آن او است . و الَّا شما دستگاهى مانند جام جهان نما كه در افسانه اى كهن آمده است ، بسازيد كه از نظر بزرگى و دقت بتواند همهء كيهان بزرگ را از ذرّات تا كلّ مجموعى آن در خود منعكس نمايد ، قطعى است كه اين جام جهاننما ، عالم نيست ، در صورتى كه يك كودك در كلاس اول در آغاز تحصيلش به اين قضيه كه « بابا آب داد » توجه مى كند ، عالم به آن مى گردد . با نظر به اين مسئله كه فعلا مطرح كرديم ، به اين نتيجه مى رسيم كه ورود يك قضيّه يا يك مفهوم مفرد به ذهن مى تواند بر سه نوع باشد :
نوع يكم - انعكاس محض محتواى قضيه در ذهن ، مانند انعكاس صورت درختها