ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٩ - نوع يكم
در كنار استخرى كه آب زلال دارد و همچنين مانند انعكاس نمودهاى اجسام در آينه نوع دوم
نوع دوم - ورود قضيه در ذهن كه به صورت معلوم در مى آيد ، مانند علم به اين كه جامعه بدون قوانين تنظيم كنندهء حقوقى ، نمى تواند به وجود مطلوب خود ادامه بدهد . اين قضيّه به اضافهء اين كه وارد ذهن عالم به آن شده است ، « من انسانى » هم اشراف و حكم در بارهء او دارد كه از مقولهء عمل ذهنى است نه انعكاس محض .
نوع سوم
نوع سوم - ورود قضيه در ذهن شخصى است كه اطلاعى از « من » و مختصات آن و علم و معرفت و ارزيابى مقدمات و نتائج آنرا دارا مى باشد . شخصى كه به اين درجه از قدرت خود شناسى نائل آمده باشد ، علمى كه به دست مى آورد ، با ارزشترين علم است كه مبتنى بر انكشاف عالم و معلوم است ، ولى متأسفانه - < شعر > بس تارها به دور و بر خود تنيده ام يكدم نظر به عالم بالا نمى كنيم در تنگناى خويش چنان غرق گشته ايم كز قطره التفات به دريا نمى كنيم < / شعر > ٢٧ ، ٣٠ - فأعرضوا عمّا يعجبكم فيها لقلَّة ما يصحبكم منها . أقرب دار من سخط اللَّه ، و أبعدها من رضوان اللَّه فغضّوا عنكم - عباد اللَّه - غمومها و أشغالها ، لما قد أيقنتم به من فراقها و تصرّف حالاتها . ( پس رويگردان شويد از آنچه كه در اين دنيا شما را به شگفتى وا مى دارد ، زيرا آنچه كه از دنيا با شما خواهد بود اندك است . اين دنيا نزديكترين خانه به غضب خداونديست و دورترين خانه از رضاى پروردگارى . اى بندگان خدا ، چشم بپوشيد از اندوهها و اشتغالات اين دنيا ، زيرا يقين داريد كه دنيا از شما و شما از دنيا جدا خواهيد گشت و مى دانيد كه حالات آن دائما در دگرگونى است . ) زرق و برقها و تجملات دنيا كه شخصيت شما را مى ربايند بزودى از شما جدا خواهند گشت
زرق و برقها و تجملات دنيا كه شخصيت شما را مى ربايند بزودى از شما جدا خواهند گشت < شعر > هر صورت دلكش كه ترا روى نمود خواهد فلكش ز دور چشم تو ربود < / شعر >