الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٨ - احتجاج امام على بن موسى الرضا ع بر زنديق در وجود خداوند و صفات او
آن مرد گفت : چرا ؟
امام عليه السّلام فرمود كه : هر محدود متناهى است و هر چه احتمال - تحديد دارد متحمّل زياده است ، و هر چه متحمّل زياده باشد نيز متحمّل نقص است و احتمال زياده و نقصان در صفات قادر منّان واقع و عيان نيست پس معبود غير محدود و نه متزايد و نه متناقص و متجزّى بود .
زنديق گفت : مرا خبر ده يا أبا الحسن عليه السّلام از قول شما آنچه گوئيد كه خداى عظيم لطيف و سميع و بصير و عليم و حكيم است و حال آنكه سميع - نيست الَّا باذن و بصير نيست مگر بچشم و لطيف نيست الَّا بعمل و حكيم نيست مگر بصنعت أشياء از روى وفور عقل و ذكا .
أبو الحسن علىّ بن موسى الرّضاء عليه التّحيّة و الثّناء فرمود كه : لطيف از ما بر جدّ و تعريف صنعت فعل است .
آيا نمىبينى هر گاه شخصى چيزى را نيكو فرا گيرد پس او الطاف در أخذ آن چيز نموده چه آن را خوب و نيكو فرا گرفته از اينجاست و ميگويند فلانى در صنعت عمل بغايت لطيف و بىبدل است فكيف نتوان خالق سبحان را لطيف جليل گفت : كه داخل گردانيد در خلق خلق لطيف جليل و تركيب نمود در حيوانات أرواح ايشان را و خلقت و ايجاد هر جنس را مباين جنس ديگر گردانيد در صفت و صورت بنوعى كه بعض از آن مشابه ببعضى ديگر به هيولى و پيكر نيستند ، پس هر يك از خلقان لطف جداگانه از حضرت ايزد يگانه يافتند چه در تركيب صورت هر خلق قوى و ضعيف و حقير لطف از خالق لطيف حيّز تصدير يافته پس لطيف باشد .
بعد از آن ما نظر بسوى أشجار و حمل آن نموديم از آنچه طيّبهء مأكوله