الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٣٨ - احتجاج امام هادى ع بر علويين و هاشميين در تكريم مرد شيعى
امروز از شما خلاف آن بر ما ظاهر و هويدا شد .
چون آن حضرت ( ع ) اين سخن از آن عبّاسى شنيد فرمود كه : سبحان الله يا فلان نه عبّاس بيعت بابى بكر كرد و او تيمى بود و عبّاس هاشمى ، و نه عبد الله ابن عبّاس خدمت عمر بن الخطَّاب ميكرد و عبد الله هاشمى و أبو الخلفا بود و عمر عدوى ، و نيز عمر چرا جمعى كه دورترين قريش بودند در شورى داخل گردانيد ، و عبد الله عبّاس كه هاشمى و از أعيان قريش و خويش رسول الله ( ص ) و ابن عمّ آن حضرت ( ع ) بود در شورى داخل ننمود پس ما اگر كسى را كه هاشمى نباشد در قدر تقديم بر هاشمى نموده باشيم اين أمر منكر بود ؟
پس بر شما آنگاه عبّاس كه بيعت بابى بكر نمود و انكار عبد الله عبّاس كه خدمت عمر ميكرد و مطَّلع أمر و حكم او بود واجب و لازم است و اگر گويند كه آن أمر جايز بود پس اين أمر كه از ما نيز مصدّر گرديد مجوّز باشد .
راوى گويد كه : چون آن عبّاسى منكر اين كلام صدق التيام از آن امام الجنّ و البشر ( ع ) استماع نمود و مبهوت و متحيّر گشته چنان بود كه لگام از حجر بر دهان آن مدبر مستقرّ گرديد .
و از حسن العسكرى ( ع ) منقول و مرويست كه پدر بزرگوارم علىّ بن محمد ( ع ) در مجلسى كه جمعى از محبّان و شيعيان در خدمت آن حضرت در آن مكان حاضر بودند فرمود اگر نه بعد از غيبت قايم آل محمّد ( ص ) كسى از علماء كه دلالت پيروان بر آن حضرت نمايند و ضعفاء شيعه را بسوى او خوانند و منكران دين را بحجج خداى تعالى منع فرمايند و ضعفاء اين طايفه منجيه را بل ساير عباد الله را از دام خسارة انجام ابليس گمراه و مريدان لئام عاقبت و خام از فجاج نواصب و دعوى بىسر انجام آن طايفه تيره سرانجام باشد كه نگاه از اين دو گروه گمراه مأيوس از رحمت