الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٢٣ - نامه امام هادى ع بر اهل اهواز در جواب جبر و تفويض
بندهء مجبور از حضرت ربّ غفور و عقاب او در آخرت بواسطهء فعل نامشكور و تعذيب او بعذاب نامحصور در يوم النّشور چنين مثل زدند كه مردى مالك غلام شد كه آن غلام بغير نفس نافرجام خود مالك هيچ عرض از عروض دار الملام دنيا نيست و مولاى او مطَّلع و عالم بحقايق فقرا و بالتّمام است مع هذا مولا او را أمر نمايد كه ببازار رفته حاجت او را بانجام و انصرام رساند و حال آنكه قيمت آنچه عبد را أمر باحضار آن نمود با آن غلام نباشد و مالك عالم باشد كه حاجت او در جاى محفوظست كه هيچ أحدى در أخذ آن از صاحب و مالكش بدون تسلَّى و رضاى او را بثمن ميسّر و ممكن نيست مع هذا مالك عبد نفس خود را بعدالت در نزد جميع فرق امّت موصوف و مشتهر گردانيده و ذات خود را بحكمت و انصاف و عدم جور و اعتساف شهرت داده بندهء خود را تهديد و وعيد نمايد كه اگر تو از بازار باعدام انصرام حاجت بنزد ما مراجعت نمائى ترا عقوبت برون از حدّ طاقت تو نمايم و آن عبد بعد از وعيد و ابرام ببازار رود و بواسطهء آن أخذ حاجت مالك سعى تمام بانجام رساند ليكن بواسطهء مانع كه او را منع و انصرام و اتيان حاجت بدون ثمن و قيمت نمايد نتواند آن را باتمام رساند و خود قادر به قيمت حاجت نبود بالاخره خائب و بغير نيل مقصد و حاجت بخدمت مالك مراجعت نمايد مولى در همان ساعت بر او غضب كرده عقوبت فرمايد كه چرا بغير انصرام حاجت ما مراجعت نمودى بيقين هر كه مرتكب چنين أمر گردد بيشبهه آن ظالم متعدّى و مبطل با تفريط و تعدّيست و حال آنكه او موصوف است به عدالت و منعوتست بحكمت و نصفت .
و اگر عقوبت مرتكب معصيت و خطيئت نكند لازم آيد تكذيب نفس خود نمايد آيا نه واجب است بر حضرت مالك الرّقاب كه آن عاصى كذّاب را عذاب