الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٧٤ - ذكر بيان احتجاج حضرت امام الأتقياء أبى الحسن الرّضا سلام الله تعالى بر جميع برايا در بيان آنچه متعلَّق است به امامت
در مذمّت غلات و مفوّضه از حضرت أبى الحسن الرّضا عليه السّلام مروى و منقول است كه اين هر دو طايفه كافر گمراهند و برائت از ايشان و بيزارى از أصناف اين طوايف گمراهان واجب و لازم است بلكه بيزارى از جمعى كه به موالات و مودّت اين جماعت باشند نيز واجبست و آن حضرت بيان آنچه سبب و علَّت اعتقاد فاسدهء باطل ايشان باين مذهب بىبنيان بود نمود چنانچه در سابق ذكر طرف از آن عيان و مذكور گرديد . و از اين جهت از آباى أئمّهء عظام و از أبناى كرام در حقّ آن طوايف لئام و در مذمّت ايشان و در أمر به لعن آن جماعت و برائت از ايشان در فصاحت حال آن جهله و گمراهان و در انكشاف و اظهار بدى و اعتقاد نكنند تا بكسى كه او مخالف اين صفات بود و گمان ايشان چنان بود كه جميع شيعه بر آن اعتقاد فاسد و مذهب باطلاند نعوذ با لله از آن كس از آنكه اعتقاد بآن كند و ميل بآن نمايد .
پس جميع آنچه حضرت أبى الحسن الرّضا عليه السّلام از علَّت وجه خطا و ضلال آن طايفه از دين قويم و منهج مستقيم بيان نمود همانست كه ما در سابق در اين كتاب باسناد متقدّم از حضرت أبى الحسن العسكرى عليه السّلام روايت كردند كه آن حضرت عليه السّلام نقل نمود كه : أبى الحسن الرّضا عليه السّلام فرمود كه : اين جماعت أهل ضلال كفره بر آنچه اعتقاد كردند وجه آنست كه آن طايفه قدر و مقدار أئمّه دين را نميدانند و اين طايفه كرام عظام را در قدر به مقدار نفوس معطَّلهء ايشان قياس مينمايند .
از اين جهت آنچه از آن مقرّبان حضرت أحديّت ملحوظ و مشاهد ايشان گردد در نظر آن جماعت بغايت عجب مينمايد و از آن واسطهء تعظيم أئمّه البريّت بسيار بسيار مينمايند پس بآراء فاسده چيزى چند از خود پيدا كردند و اقتصار