الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٤٠ - احتجاج امام على بن موسى الرضا ع بر مأمون خليفه عباسى
باب خلَّت است بگير چهار مرغ از هر جنس طيور كه خواهى و جميع آنها را قطعه قطعه نموده در پيش خود بكوب تا لحوم و عظام آنها با يك ديگر امتزاج تمام يابد پس بر سر تمامى جبال كه قريب بمنزل و محلّ تست گوشت كوفته آنها را بگذار بعد از آن سرهاى آن طيور را بدست گرفته هر يك را باسم ايشان بنزد خود بخوان تا حقيقت حال بر تو ظاهر و عيان گردد .
خليل الرّحمن بموجب أمر قادر سبحان كركس و بطَّ و طاوس و خروس را بعد از ذبح و قطع رؤس جميع آنها را مقطوع الأعضاء گردانيد و همه لحوم و عظام را ممزوج بيكديگر ساخت .
بعد از آن آن گوشت ممزوج را بر سر كوهها كه در حوالى آن حضرت بوده جزء گردانيده گذاشت و منقار آنها را ميان انگشتان گرفته پس از آن هر يك آن طيور را باسماى ايشان در نزد خود بدانه و آب كه گذاشته بود خواند ، در هنگام نداى حضرت خليل الرّحمن أجزاى آن طيور بعضى بجانب بعضى ديگر طيران مىنمودند تا آنكه مساوى أبدان گرديدند و گوشت و عظام كوفته و شكستهء هر بدن بحكم قادر مهيمن بنزد همان بدن جمع گشت پس از آن هر يك آن طيور منضمّ برقبه و رأس خود گرديدند .
ابراهيم عليه السّلام دست از منقار آن مرغان برداشت طيور بطيران آمده خود را بآب و دانه خليل الرّحمن رسانيده شروع در شرب آب و التقاط دانه نمودند .
بعد از آنكه از آن شغل پرداختند و خود را از آب و دانه سير ساختند و زبان بحمد و ثناى مهيمن منّان گشاده .
بعد از آن گفتند : يا نبىّ الله ما را زنده گردانيدى حضرت ربّ العباد