توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٧٢ - شرط قصر
انتقاد بگويد كه وى اشتراط تنافى الوصفين را در قصر قلب ذكر نكرده زيرا سكاكى تنافى بمعناى اعتقاد داشتن مخاطب بعكس آنچه متكلم ذكر مىكند را بيان كرده است پس از اشكال مصنف بر سكاكى مىتوان كشف نمود مقصود مصنف از تنافى وصفين، تنافى بحسب واقعست نه در اعتقاد مخاطب و الّا بخود اجازه اشكال مذكور را نمىداد.
قوله: و علل المصنف: يعنى در كتاب ايضاح چه آنكه وى در اين كتاب گفته است:
و شرط قصره قلبا تحقق تنافيهما حتى تكون المنفية فى قولنا [ما زيد الّا قائم] كونه قاعدا او جالسا او نحو ذلك لا كونه اسود او ابيض او نحو ذلك ليكون اثباتها مشعرا بانتفاء غيرها.
قوله: و فيه نظر بين فى الشرح: شارح در مطوّل گويد:
وجه نظر اينست كه اگر مراد مصنف همان است كه برخى توهم كرده و گفتهاند:
اثبات متكلم صفت مثل قيام را براى زيد در [ما زيد الّا قائم] مشعر است به انتفاء غير آنكه قعود باشد زيرا ضرورى است كه اين دو صفت قابل اجتماع نيستند.
فساد اين كلام ظاهر و روشن است زيرا نفى صفت غير مذكور موقوف نيست به اينكه بين مذكور و غيرش تنافى باشد چه آنكه اثبات صفت بطريق قصر خود مشعر است به انتفاء غير آن چنانچه در قصر افراد و تعيين امر چنين است و اگر منظورش آن استكه اثبات مخاطب آن صفتى را كه متكلّم نفى نموده همچون قعود مشعر است به انتفاء غيرش و مقصود از [غير] صفتى است كه متكلم اثبات آن را نموده يعنى قيام تا بدين ترتيب عكس