توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧٦ - مؤخر و مقدم آوردن مسند در كلام
اين است كه من منحصر و مقصور هستم در تميميه و به قبيله قيس متجاوز نبوده و از ايشان محسوب نمىشوم.
و در دنبا [اى بخلاف خمور الدّنيا] مىگويد:
چه آنكه در شرابهاى دنيائى غول و دردسر و سستى اعضاء ميباشد.
سؤال
اگر گفته شود:
مسند در اين مثال يعنى [لا فيها غول] ظرف مىباشد يعنى [فيها] و مسنداليه مقصور و منحصر بر آن نيست بلكه بر جزء آن مقصور شده يعنى بر ضمير مجرور كه به خمور جنّت راجع است بنابراين اينمثال براى تمثيل صلاحيت ندارد.
جواب
در جواب مىگوئيم:
مقصود و مراد اينست عدم الغول مقصور و محصور است بر اتّصاف به [فى خمور الجنّة] و از آن تجاوز نكرده و صفت [فى خمور الدّنيا] را نميتوان برايش ذكر نمود و بدين ترتيب مثال براى مورد بحث صلاحيت دارد و اگر نفى را در جانب مسند اعتبار و لحاظ نمائى معناى عبارت اين مى شود:
غول و تعب مقصور است بر عدم حصول در خمور جنت و از آن نگذشته و به عدم حصول در خمور دنيا نمىرسد، پس مسنداليه مقصور بر مسند شده و قصدش غير حقيقى است و همچنين است قياس در فرموده حق تعالى: لكم دينكم ولى دين .
يعنى [دينكم] مقصور است بر اتصاف به [كون الدّين لكم] و از آن