توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٢٧ - اغراض مترتب بر تقديم مفعول
شارح گويد:
ضمير در [مفعوله] به فعل راجع بوده و در [نحوه] به مفعول و مقصود از (نحو مفعول) جار و مجرور و ظرف و حال و امورى مشابه با اينها ميباشد
و ضمير در [عليه] به فعل بازمىگردد و حاصل آنكه:
تقديم مفعول بر فعل براى ردّ خطاء در تعيين ميباشد يعنى مخاطب در اصل اعتقاد وقوع فعل بصواب رفته ولى در تعيين مفعول و متعلق فعل چون به اشتباه افتاده لاجرم براى رد اشتباهش مثلا ميگوئيم: زيدا عرفت فلذا اگر بخواهيم اين معناى مقصود را تأكيد كنيم يعنى ردّ مخاطب از خطاء را مورد تأكيد قرار دهيم بايد بگوئيم:
زيدا عرفت لا غيره، يعنى زيد را شناختم نه غير او را.
و گاهى تقديم براى رد خطاء در اشتراك مىباشد يعنى مخاطب معتقد است كه دو نفر بطور مشترك متعلق فعل و مفعول آن مىباشند و در واقع اينطور نبوده و فعل صرفا بيكى از آنها تعلّق گرفته حال براى ردّ اين خطاء مىگوئيم:
زيدا عرفت، يعنى زيد بتنهائى را شناختم اين جمله را در مقابل مخاطبى گفتهايم كه اعتقادش اينست كه زيد و عمرو مشتركا شناخته شدهاند از اينرو در تأكيد اين رد از خطاء از كلمه [وحده] بايد استفاده نمود و گفت: زيدا عرفت وحده.
و همچنين در مثال [زيدا اكرم] و [عمرا لا تكرم] كه اولى بصيغه امر و دومى به صيغه نهى مىباشد كه در ايندو مثال نيز تقديم بمنظور ردّ خطاء در اشتراك است پس بهتر اينست كه در اينگونه از موارد بگوئيم:
تقديم مفعول براى افاده اختصاص است.