توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٨٩ - احوال متعلقات فعل
با فعل مفعول ذكر نشود اگر غرض اثبات فعل براى فاعل يا نفيش از آن بطور مطلق باشد فعل مزبور را به منزله فعل لازم قرار داده و مفعولى برايش مقدر و مفروض نمىگيريم چه آنكه مقدر بمنزله مذكور است.
و اين فعلى كه متعدى بوده و بمنزله لازم قرار داده شده بر دو قسم است زيرا يا آن را مطلقا كنايه از آن لازم مىآوريم اعم از آنكه متعلق به مفعول مخصوصى بوده كه قرينه بر آن دلالت داشته يا اينچنين نميباشد.
صورت دوم مانند فرموده حقتعالى: قل هل يستوى الذين يعلمون و الذين لا يعلمون .
شارح گويد:
در ذيل تنبيه اشاره كرديم كه بسيارى از اعتبارات سابقه در متعلقات فعل جارى مىشوند منتهى در اين باب تفصيل برخى از آنها را ذكر شده زيرا بحث در آنها از خصوصيت قابل توجه و اهميت ويژهاى برخوردار مىباشد لذا مصنف جهت اين منظور مقدمهاى ترتيب داده و ميگويد:
فعل با مفعولبه داراى حالتى است مشابه با فاعل و وجه تشابه بين آندو اينست كه:
غرض از ذكر هريك از فاعل و مفعول با آن اينست كه افاده كنيم فعل بهريك از ايندو متلبس مىباشد منتهى تلبسش بفاعل از جهت آن است كه از آن واقع و صادر شده و به مفعول از اين حيث مىباشد كه فعل بر آن واقع گرديده است.
سپس در ذيل [من ذكره معه] مىگويد:
ممكن است ضمير مجرورى در [ذكره] را به كلّ من الفاعل و المفعول و در [معه] را بفعل ارجاع داده يا برعكس ضمير در [ذكره] را بفعل و